هدايت در قرآن

هدايت در قرآن - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١١٨

درس توحيد مى‌دهد و در بخشى انسان را متوجه شرّ حسودان مى‌سازد، در جاى ديگر از نقشه‌هاى شيطانى نفس در پوشاندن بدى‌ها سخن مى‌گويد. در آيات ديگرى انسان را از افتادن در مسير شهوات بازداشته و الگوى بسيار مناسبى در مبارزه با شهوات به وى معرفى مى‌كند. در مجموعِ سوره نيز، انسان را متوجه تدبير الهى در به عزّت رساندن افراد متقى و خداترس مى‌نمايد و به عبارت ديگر توحيد در ربوبيّت را به انسان ياد مى‌دهد.
در سوره قصص هر چند سخن اصلى داستان در مورد نبوت حضرت موسى عليه السلام و مبارزه او با فرعونيان است امّا نكات ريز و پندهاى اخلاقى مورد نياز انسان را هم فروگذار نكرده، براى مثال حياى زنان را ستوده، انابه به درگاه الهى را تمجيد كرده و دلبستگى به دنيا و زخارف آن را تقبيح نموده است؛ همچنين خانه آخرت را از آن كسانى دانسته كه اراده برترى در زمين نداشته و به دنبال راه اندازى فساد در روى زمين نباشند.
٣- بيان قانونمندى‌ها: از ديگر مشخصات قصه‌هاى قرآن اين است كه هر چند به نقل داستان‌هاى جزئى و شخصى مى‌پردازد، امّا آن را به عنوان آيينه‌اى براى انعكاس حقايق مطرح مى‌كند و موارد جزئى را به شكل كلى بيان مى‌كند و مى‌فهماند كه اگر در مورد خاصى خداوند عنايتى كرده و يا در جايى عده‌اى را به هلاكت رسانده است، يك قضيه شخصى نبوده تا ديگران فقط براى مطالعه و سرگرمى بخوانند، بلكه براى اين است كه بدانند قوانين الهى، كلى است و شامل همه افراد بشر مى‌گردد. به عنوان مثال قران در داستان حضرت يوسف عليه السلام مى‌فرمايد:
«وَلَمَّا بَلَغَ أَشُدَّهُ آتَيْنَاهُ حُكْماً وَعِلْماً وَكَذلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ» «١» و هنگامى كه به بلوغ وقوّت رسيد، ما حكم و علم را به او داديم و اين چنين نيكوكاران را پاداش مى‌دهيم.
همچنين در داستان يونس عليه السلام و استغاثه او به درگاه الهى و قبول انابه‌اش مى‌فرمايد:
«فَاسْتَجَبْنا لَهُ وَ نَجَّيْناهُ مِنَ الْغَمِّ وَ كَذلِكَ نُنْجِى الْمُؤْمِنينَ» «٢»