هدايت در قرآن - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١١٦
٢- انسان مطالبى را كه به همراه نقل داستان يا مثلى مىشنود، بهتر به خاطرسپرده و بر خلاف مطالب علمى و فلسفى تا مدت فراوانى از ياد نخواهد برد.
٣- انسانها به طور ناخودآگاه و يا آگاهانه به دنبال يافتن الگو براى خود هستند. از آنجا كه در داستانها معمولًا قهرمانان و الگوها، چه از نوع خوب و چه از نوع بدشان، نقش اصلى را ايفا مىكنند، نقش تأثيرگذارى داستان در انسانها مضاعف شده و بدينوسيله معرفى الگوها نيز به افراد ميسّر مىشود.
٤- داستان براى همه افراد جامعه در هر شرايط سنى و علمى كه باشند مفيد است، بر خلاف برهان عقلى و مطالب علمى كه افراد خاصى را مخاطب قرار مىدهد.
قرآن مجيد به همه مزاياى داستانى توجه داشته است. اين كتاب آسمانى خود به بيان قصههاى گذشتگان پرداخته و در برخى موارد معارفالهى و جهان بينى خود را در ضمن آنها بيان كرده است. امّا آنچه داستانهاى قرآنى را از ديگر داستانها متمايز ساخته، وجود ويژگىهاى خاصى است كه برخى را در ادامه درس بيان مىكنيم.
ويژگىهاى داستانهاى قرآنى ١- هدفدار بودن: هدف قرآن كريم در بيان داستانها تنها نقل تاريخ و به تصوير كشيدن زندگى قهرمانان نيست، بلكه مىخواهد با نقل فرازهاى عبرتآموز از زندگى گذشتگان، آن را مايه تنبّه آيندگان و چراغى فرا راه آنان قرار دهد تا آنان از نكتههاى آموزنده زندگى گذشتگان، درس گرفته، از افتادن در پرتگاهها مصون باشند. همچنين رموز موفقيّت برخى ديگر را نصب العين زندگى خود قرار دهند و راه تكامل و هدايت را با سرعت بيشترى بپيمايند.
قرآن در سوره اعراف به اين هدفمندى خود اشاره كرده و پس از نقل سرگذشت بنىاسرائيل و شرح ماجراى اصحاب سبت و داستان بلعم باعورا مىفرمايد:
«ذلِكَ مَثَلُ الْقَوْمِ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا فَاقْصُصِ الْقَصَصَ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ» «١»