آشنايى باتفاسير و روشهاى تفسيرى

آشنايى باتفاسير و روشهاى تفسيرى - فوقانی، حیدر - الصفحة ٨١

«وَ لا تَقْفُ‌مالَيْسَ‌لَكَ بِهِ عِلْمٌ انَّ السَّمْعَ وَالْبَصَرَ وَالْفُؤادَ كُلُّ اولئِكَ كانَ عَنْهُ مَسْؤُولًا» «١» از آنچه نمى‌دانى پيروى مكن چراكه گوش و چشم و دلها همه مسؤولند.
«سَتُكْتَبُ شَهادَتُهُمْ وَ يُسْئَلُونَ» «٢» به‌زودى گواهى آنها نوشته مى‌شود و از آن بازخواست خواهند شد.
«ما يَلْفِظُ مِنْ قَوْلٍ الَّا لَدَيْهِ رَقيبٌ عَتيدٌ» «٣» هيچ سخنى را انسان تلفّظ نمى‌كند مگر آنكه نزد آن فرشته‌اى مراقب و آماده است.
«وَ نَحْنُ اقْرَبُ الَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَريدِ» «٤» ما به انسان از رگ قلبش (يا رگ گردنش) به او نزديكتريم.
ج: در كلمات معصومين عليهم السلام: حضرت على عليه السلام با يك جمع‌بندى در معنى «كفر در قرآن مجيد» مى‌فرمايد: كفر در قرآن به پنج معناست.
١- جحود و انكار، همانگونه كه قرآن از زبان آنها نقل مى‌كند: «وَ ما يُهْلِكُنا الَّا الدَّهْرُ» «٥» تنها طبيعت است كه ما را مى‌ميراند.
٢- انكار توأم با معرفت و يقين، همان‌گونه كه در قرآن آمده است:
«وَ جَحَدُوا بِها وَاسْتَيْقَنَتْها انْفُسُهُمْ ظُلْماً وَ عُلُوّاً» «٦» آيات الهى را از روى ظلم و برترى‌جويى انكار كردند در حالى‌كه در دل به آن يقين داشتند.
٣- معصيت و ترك طاعت:
«أَفَتُؤْمِنُونَ بِبَعْضِ الْكِتابِ وَ تَكْفُرُونَ بِبَعْضٍ» «٧» آيا به قسمتى از كتاب خدا ايمان مى‌آوريد و به قسمتى كافر مى‌شويد؟!