آشنايى باتفاسير و روشهاى تفسيرى

آشنايى باتفاسير و روشهاى تفسيرى - فوقانی، حیدر - الصفحة ٧٢

خلقت، و اعتنايشان به آيات انفسى و بى‌توجهيشان به عالم ظاهر و آيات آفاقى، بطور كلى باب تنزيل يعنى ظاهر قرآن را رها نموده، تنها به تأويل آن پرداختند و اين باعث شد كه مردم در تأويل آيات قرآنى، جرأت يافته، ديگر حدّ و مرزى براى آن نشناسند و هركس هر چه دلش خواست بگويد. «١» از نمونه اين تفسير مى‌توان به تفاسير صوفيه و باطنيه اشاره كرد، زيرا صوفيه و باطنيه، دين را از قيد و بند ظواهر شرع و تقيّدات مذهبى آزاد مى‌دانستند و به‌همين‌جهت منكر مفهومهاى ظاهرى قرآن بودند و آن ظواهر را اشاره به معانى بطنى و عميق مى‌دانستند، آنها براى تأييد مبانى اعتقادى خود، تحت عنوان تفسير قرآن، اساس را بر رمز و اشاره قرار دادند و تعليمات عرفانى و ذوقى و اسرار و مبانى مذهبى خويش را به عنوان تفسير بطنى قرآن قلمداد نمودند. البته بين تفسير رمزى صوفيان و باطنيان تفاوت است. صوفيان در عين قبول ظاهر، معانى باطن را هم مطرح مى‌كردند و مقصود اصلى را باطن مى‌دانستند ولى در مكتب باطنيان، ظواهر اصلًا مراد نيست بلكه آنچه مراد است و بايد بدان اعتبار داد همان باطن است.
نمونه تفسير باطنيان در نامه امام صادق عليه السلام به مفضّل مطرح شده است. امام مى‌نويسد:
«آنان (باطنيان) گمان مى‌كنند شناختن دين همانا شناختن اشخاصى چند است (امامان و پيشوايان باطنيه) نوشته بودى كه آنان مى‌پندارند مقصود از نماز، زكات، روزه، حج، عمره، مسجدالحرام و مشعرالحرام يك شخص معين است و طهارت و غسل جنابت نيز يك شخص است و مراد از تمام فرايض همان شخص است. كسى كه آن مرد را بشناسد، علم او از عمل وى كفايت مى‌كند و ...» «٢» بنابر نقل غزّالى، آنان «جنابت» را به افشاى شر براى طالب قبل از رسيدن وى به درجه استحقاق و «غسل» را به تجديد عهد (و توبه) كسى كه افشاى سر كرده و «زنا» را به القا و انداختن نطفه علم در نفس كسى كه عهد نبسته و ... تفسير كرده‌اند. «٣» و اما نمونه تفسير رمزى در مكتب صوفيه، تفسير ابن عربى است. وى در تفسير آيات مربوط به كعبه و بيت و حج مى‌گويد:
« «بيت» قلب و «مقام ابراهيم» مقام روح و «مصلّا»، مشاهده و مواصله الهيه است و