آشنايى باتفاسير و روشهاى تفسيرى - فوقانی، حیدر - الصفحة ٧٦
درس دهم تفسير ترتيبى و تفسير موضوعى تفسير ترتيبى به تفسيرى گفته مىشود كه مفسّر، همه قرآن يا قسمتى از آن را به ترتيب سورهها و آيات مورد بررسى و مطالعه قرار داده، تفسير كند.
اين شيوه از ابتداى تدوين تفسير (قرن سوم) بين مفسران متداول شده و در اين دوازده قرن ادامه داشته است. در اين ميان عدّهاى از مفسران توفيق يافتهاند كه تا آخر قرآن را تفسير نمايند، و عدّهاى نيز توانستهاند چند جزء يا نيمى از قرآن را تفسير كنند.
در كنار شيوه ترتيبى، شيوه ديگرى براى دستيابى به معانى و حقيقت قرآن رايج گشته است، و آن اينكه مفسر، آيات قرآن را براساس موضوعات مختلف مربوط به اصول و فروع اسلامى و پاسخگويى به نيازهاى انسانى در برابر مشكلات اجتماعى، سياسى، اقتصادى، اخلاقى، ... مورد مطالعه و بررسى قرار دهد، سپس آنها را گردآورى و جمعبندى كرده، سرانجام از مجموع آن آيات، ديدگاه قرآن را درباره موضوع مورد نظر و ابعاد آن به دست آورد. مثلًا آيات مربوط به دلايل خداشناسى از قبيل فطرت، برهانِ نظم، برهانِ وجوب و امكان، و ساير براهين را در كنار هم چيده و از آنجا كه آيات قرآن يكديگر را تفسير مىكنند، ابعاد اين موضوع را روشن گرداند و تفسيرى موضوعى پيرامون ادله خداشناسى جمع آورد.
پيش از ورود به نقل دلايل طرفداران هر يك از دو شيوه تفسير ترتيبى و موضوعى لازم است به دو موضوع كه در ترجيح هر يك از دو شيوه مؤثر است، توجه نمود:
١- سبك تنظيم قرآن گفتنى است با توجه به مطالب ذيل، قرآن مجيد به صورت يك متن درسى و يا تحقيقى با فصلها و موضوعات مشخص تنظيم نشده است، بلكه همانند گلستانى است كه جمع گلهاى