آشنايى باتفاسير و روشهاى تفسيرى - فوقانی، حیدر - الصفحة ٤٣
گفته شده، را بر وجوه ديگر ترجيح دهد. «١» ٦- علم كلام و عقايد: با اين علم مفسّر مىتواند تشخيص دهد كه اگر جايى از ظواهر قرآن با مسلّمات عقلى در ظاهر مخالف بود، از متشابهات بوده، و بايد به محكمات عرضه شود. «٢» ٧- علوم حديث (دراية، فقه الحديث، علم رجال و ...): با اين علوم مفسر مىتواند از بيانات رسولاللّه صلى الله عليه و آله و عترت پاك آن حضرت براى تفسير قرآن استفاده نمايد. علامه طباطبائى (ره) در اين زمينه مىنويسد:
«وظيفه مفسران است كه در احاديث پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله و ائمه اهل بيت عليهم السلام كه در تفسير قرآن وارد شده مرور و غور كرده، با روش ايشان آشنا شوند. پس از آن طبق دستورى كه از كتاب و سنت استفاده شده به تفسير قرآن بپردازند. و از رواياتى كه در تفسير آيه وارد شده، آنچه موافق مضمون آيه است استفاده نمايند.» «٣» ٨- آشنايى با فقه و اصول فقه. (براى فهم آيات احكام و ...)
٩- قدرت استحضار آيات مشابه «٤»؛ مفسر بايد با حضور ذهنى قوى بتواند آيات مشترك در يك موضوع را جمعآورى نموده و در كنار يكديگر قرار دهد و نتيجهگيرى كند.
١٠- علوم قرآنى، مانند: اسباب نزول، ناسخ و منسوخ، محكم و متشابه و «٥» اينها علومى است كه نياز مفسّر به آنها قطعى است ولى با توجّه به نيازمنديهاى امروز جوامع بشرى و طرح مشكلات روحى و روانى و اعتقادى جديد، در صورتىكه مفسّر از علومى چون جامعهشناسى، روانشناسى، تاريخ، علوم تربيتى و ... به عنوان پيشنياز تفسير مطّلع باشد بهتر مىتواند از اين اقيانوس عميق استفاده برده و گوهرهاى ناب آن را استخراج نمايد. از