آشنايى باتفاسير و روشهاى تفسيرى

آشنايى باتفاسير و روشهاى تفسيرى - فوقانی، حیدر - الصفحة ٦٤

جهت تجويد آن اعتنايى نداريم مى‌خواهيم قرآن را صحيح بخوانيم كه ثواب به ما عنايت شود و در همين حد واقف مى‌شويم و به همين امر قناعت مى‌كنيم و يا اگر نظر تعليم داشته باشيم، با نكات بديعه و بيانيه و وجوه اعجاز و ديگر امور عرضيّه خارج از مقصد، كه خود آنها موجب احتجاب از قرآن، و غفلت از ذكر الهى است سر و كار داريم. بلكه مفسرين بزرگ ما نيز عمده همّ خود را صرف در يكى از اين جهات يا بيشتر كرده و باب تعليمات را بروى مردم مفتوح نكرده‌اند. بالجمله كتاب خدا، كتاب معرفت و اخلاق و دعوت به سعادت و كمال است، كتاب تفسير نيز بايد، كتاب عرفانى اخلاقى و مبين جهات عرفانى و اخلاقى و ديگر جهات دعوت به سعادت آن باشد.» «١» ايشان در جاى ديگر به دفاع از استفاده‌هاى اخلاقى و عرفانى از قرآن برخاسته و همچنين به تفاوت آن با تفسير به رأى اشاره مى‌فرمايد:
«يكى ديگر از حجب كه مانع استفاده از اين صحيفه نورانيه است اعتقاد به آن است كه جز آن كه مفسرين نوشته يا فهميده‌اند كسى را حق استفاده (ديگر) از قرآن شريف نيست، و تفكر و تدبر در آيات شريفه را به تفسير به رأى، كه ممنوع است، اشتباه نموده‌اند؛ و به واسطه اين رأى فاسد و عقيده باطله، قرآن شريف را از جميع فنون استفاده عارى نموده و آن را به كلى مهجور نموده‌اند؛ در صورتى كه استفادات اخلاقى و ايمانى و عرفانى به‌هيچ وجه مربوط به تفسير نيست تا تفسير به رأى باشد. مثلًا، اگر كسى از كيفيت مذاكرات حضرت موسى با خضر و كيفيت معاشرت آنها و شدِّ رحال (كوچ كردن) حضرت موسى، با آن عظمت مقام نبوّت، براى به دست آوردن علمى كه پيش او نبوده، و كيفيت عرض حاجت خود به حضرت خضر- به‌طورى كه در كريمه شريفه «هَلْ اتَّبِعُكَ عَلى‌ انْ تُعَلِّمَنِ مِمَّا عُلِّمْتَ رُشْداً» «٢» مذكور است- و كيفيت جواب خضر، و عذرخواهى‌هاى حضرت موسى، بزرگى مقام علم و آداب سلوك متعلّم با معلّم را كه شايد بيست ادب در آن هست، استفاده كند، اين چه ربط به تفسير دارد تا تفسير به رأى باشد؟ و بسيارى از استفادات قرآن از اين قبيل است. و در معارف مثلًا، اگر كسى از قول خدا تعالى «الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمينَ» «٣» كه حصر