آشنايى باتفاسير و روشهاى تفسيرى

آشنايى باتفاسير و روشهاى تفسيرى - فوقانی، حیدر - الصفحة ٥٨

٩- تمسّك به ظواهر قرآن؛ صاحبان اين قول دو دسته‌اند، برخى قرآن را داراى ظهور ندانسته و برخى معتقدند آيات قرآن ظهور دارد ولى ظهور آنرا ما نمى‌فهميم. هر دو دسته معتقدند كه در تفسير تنها بايد از بيان روايات استفاده كرد و سخن گفتن با تمسّك به ظواهر آيات بدون تمسك به روايات را تفسير به رأى مى‌دانند. «١» ١٠- تفسير كلام الهى به همان طريقى كه كلام خلق تفسير مى‌شود؛ يعنى اگر شخص همانگونه كه هر قسمت از كلمات ديگران را جداگانه مى‌فهمد و تفسير مى‌كند به تفسير آيات قرآن بدون در نظر گرفتن ساير آيات بپردازد و به معنايى كه از آن يك آيه به دست مى‌آيد تمسك كند، تفسير به رأى نموده است. «٢» ارزيابى نظرات‌ بعضى از نظريه‌هاى ذكر شده صحيح نيست مثلًا تفسر آيات متشابه به‌طور مطلق، تفسير به رأى نيست بلكه تفسير آن آيات بدون ارجاع به محكمات و مطابق فكر و برداشت خويش تفسير به رأى است و همچنين نظريه ششم، زيرا لازم نيست ما در تفسير حتماً به گفته‌هاى صحابه و تابعين استناد كنيم، زيرا هيچ‌گونه دليلى بر حجيّت كلام آنان نداريم.
نظريه نهم نيز درست نيست چون هم آيات قرآنى داراى ظهور هستند و هم ظهورشان قابل فهم است. قبلًا نيز گفتيم: قرآن كه بيان‌كننده همه چيز است بطور قطع بيان‌كننده خود نيز هست.
بقيه نظريات قابل قبول هستند و مى‌توان برخى را به برخى ديگر برگشت داد و نظريه واحدى به حساب آورد. گرچه شايد صحيح‌تر باشد كه ما بين تفسير ممنوع و تفسير به رأى تمايز قائل شويم بدين معنا كه بگوييم مراد از تفسير ممنوع تفسير قرآن بدون تهيه مقدمات لازم، يا تفسير قاطعانه بدون دليل قطعى است و تفسير به رأى را شامل دو مورد زير بدانيم.
١- تفسيرى كه شخص مفسّر قبلًا با انتخاب عقيده‌اى و با پيش‌داورى خاصى سعى دارد آيات را در راستاى آن به‌كار گرفته و معانى دلخواه و مناسب مذهب خود را بر آنها بار نمايد. از روايات تفسير به رأى نيز مى‌توان اين معنا را به‌دست آورد زيرا حرف «ب» كه بر سر كلمه رأى آمده براى سببيّت است و مى‌رساند كه سبب اين نوع تفسير، عقيده خاص مفسّر آن مى‌باشد.