آشنايى باتفاسير و روشهاى تفسيرى - فوقانی، حیدر - الصفحة ١٠٦
كرده و در تبيين آيات، به آيات مشابه و نيز روايات و شأن نزولها توجه دارد و به وجوه قرائت كلمات و آيات، اعم از مشهور و نادر اشاره كرده است.
بيضاوى سعى زيادى در دورى از روايات جعلى و اسرائيلى دارد، ولى با اين حال گاهى به روايات ضعيف يا اسرائيليات (با قيد رُوِىَ يا قيل، كه اشعار به ضعف آنها دارد) استناد جسته است. «١» در انوار التنزيل، گرايش به اشعريت و جمود در مورد ظواهر الفاظ فراوان يافت مىشود.
همچنين در تفسير آيات قرآن، برخى از معضلات تفسيرى را نيز در پرتو تعقل و تدبّر حل كرده است.
در مورد برخورد بيضاوى در تفسيرش با اهل بيت عليهم السلام بايد گفت كه او نيز چون زمخشرى و فخر رازى، در موارد اندكى در شأن نزول آيات به مقام اهل بيت عليهم السلام اشاره نموده است ولى متأسفانه در موارد بسيارى تحريفگرانه عمل نموده و حق خاندان پيامبر صلى الله عليه و آله را رعايت نكرده است. «٢» در مورد جايگاه تفسير او بايد گفت: اين تفسير مورد توجه عالمان و حوزههاى علوم اسلامى اهل سنّت مىباشد، از اين رو حاشيههاى فراوانى براين تفسير نگاشته شده است كه شماره آنها را افزون بر صد و پنجاه دانستهاند. «٣» ٦- تفسير القرآن العظيم:
نام معروف آن «تفسير ابن كثير» نوشته عماد الدين اسماعيل بن كثير دمشقى است.
اين تفسير در قرن هشتم هجرى تأليف شده و به سبك نقلى است.
شيوه نگارش: نويسنده در آغاز تفسير سورهها به مكّى يا مدنى بودن سورهها و فضيلت قرائت آنها مىپردازد، آن گاه به نامهاى سوره اشاره كرده و اخبار مربوط به آن را ياد مىكند.
رواياتى كه بطور كلّى نشانگر محتواى سوره يا مطالب عام درباره سوره است، در همين قسمت آمده و سپس يك يا چند آيه آورده شده و به تفسير آنها بر اساس شيوه تفسيرنگارى