آشنايى باتفاسير و روشهاى تفسيرى - فوقانی، حیدر - الصفحة ٤٢
درس ششم مبادى و منابع تفسير مبادى تفسير (مقدمات علمى آن)
كسى كه بخواهد به وادى تفسير قرآن قدم نهد و حقايق و گوهرهاى ناب قرآن را بيابد ناچار بايد خود را مجهز به علومى نمايد كه او را در اين راه يارى نموده و از افتادن در اشتباهات و خطاها مصون دارد؛ اهمّ اين علوم را مىتوان اين چنين برشمرد:
١- لغتشناسى: نظر به اينكه زبان عربى، زبان وسيع و دقيقى است و هر كلمه براى معناهاى خاصى وضع شده است، كسى كه مىخواهد به تفسير قرآن بپردازد بايد لغتشناس باشد و معناى اصلى كلمات عرب و معناهاى مجازى آنها را بشناسد و تفاوت لغات مترادف را بداند.
٢- صرف و نحو: يك مفسّر بايد با اين دو علم كاملًا آشنا بوده، و وزن و صيغههاى مختلف كلمات عربى و معانى آنها را بداند و به نقش آنها در جملات آگاه باشد. به جرأت مىتوان ادعا كرد كه بدون آشنايى با صرف و نحو، افراد حتى در تلاوت و فهم ابتدايى قرآن نيز با مشكل روبرو خواهند شد.
٣- اشتقاق: در اين علم ريشه لغت شناخته مىشود و در تفسير بدان نياز است؛ زيرا شناخت اصل و ريشه كلام دريافتن معناى آن تأثير عميق دارد. مثلًا لفظ قرآن اگر از ريشه «قَرَأَ» باشد به يك معناست و اگر از ريشه «قَرَنَ» باشد به معنائى ديگر است.
٤- علوم بلاغت (معانى، بيان، بديع): از آنجا كه يكى از جنبههاى مهم اعجاز قرآن، فصاحت و بلاغت است، نقش اين علوم در شناخت و تفسير قرآن، روشن است.
٥- علم قرائت: مفسّر با آشنايى با اين علم، مىتواند بعضى از وجوه احتمالى كه براى آيه