آشنايى باتفاسير و روشهاى تفسيرى

آشنايى باتفاسير و روشهاى تفسيرى - فوقانی، حیدر - الصفحة ٢٩

آيا ديدى كسى كه هواى نفس خود را خداى خود قرار داده است.
و باز هم با تأمّل در آيه مى‌توانيم اين نتيجه را بگيريم كه منظور از شرك، غفلت از خدا وتوجه به غيراست. بنابراين بطن واژه شرك مى تواند به ترتيب، بت، شيطان، هواى نفس و غفلت باشد؛ كه همه در طول يكديگر بوده و با هم تضادّى ندارند. «١» البته علم به بطن قرآن به تمام معنا مربوط به معصومان است كه به مرتبه ولايت و شهود اسرار حق رسيده‌اند، گر چه سالكان طريق آنان نيز كه به مراحلى از ولايت و شهود حق رسيده‌اند، به بعضى از بطون قرآن پى مى برند.
ناسخ و منسوخ در قرآن‌ در بين آيات احكام، آياتى هستند كه حكم آنها به وسيله آيات ديگر برداشته شده است. به آياتى كه حكم آنها برداشته شده منسوخ، و به آياتى كه حكم به وسيله آنها برداشته شده، ناسخ مى گويند.
به عنوان مثال در آيه ١٢ سوره مجادله چنين حكم شد كه هر كس بخواهد با پيامبر نجوا كند و به راز سخن بگويد، بايد قبل از نجوا صدقه بدهد؛ امّا بعد از مدّتى اين حكم توسط آيه ١٣ همان سوره برداشته شد. بدين ترتيب آيه ١٢ را منسوخ و آيه ١٣ راناسخ گويند.
البته گفتنى است كه مفسران و علماى علوم قرآنى در وجود اصل نسخ، انواع آن و تعداد آيات ناسخ و منسوخ، اختلاف نظر دارند. «٢» آيات محكم و متشابه‌ منظور از آيات محكم آياتى است كه داراى ثبات و اتقان مخصوصى هستند و مراد آنها روشن است وبه معناى غير مراد اشتباه نمى‌شوند.
مثل آيه «قُلْ هُوَاللَّهُ احَدٌ» و يا «انَ‌اللّهَ عَلى‌ كُلِّ شَىْ‌ءٍ قَديرٌ» معناى حقيقى اين آيات با معناى ديگر