آشنايى باتفاسير و روشهاى تفسيرى

آشنايى باتفاسير و روشهاى تفسيرى - فوقانی، حیدر - الصفحة ٥٩

٢- تفسير آيه بدون در نظر گرفتن آيات ديگر قرآن‌ اين هم تفسير به رأى است كه شخص در آن به كلام خالق همانند كلام مخلوق مى‌نگرد.
علامه طباطبائى (ره) پس از شرح معناى «رأى» و اشاره به حديث پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله در زمينه ممنوعيت تفسير به رأى مى‌نويسد:
«مفسّر نبايد در تفسير آيات قرآنى به اسبابى كه براى فهم كلام عربى در دست است اكتفا نموده، كلام خدا را با كلام مردم مقايسه كند، براى اين‌كه كلام خدا با كلام بشرى فرق دارد.
ما وقتى يك جمله از كلام بشرى را مى‌شنويم از هر گوينده‌اى كه باشد بدون درنگ قواعد معمولى ادبيات را درباره آن اعمال نموده، كشف مى‌كنيم كه منظور گوينده چه بوده، و همان معنا را به گردن آن كلام و گوينده‌اش مى‌گذاريم و حكم مى‌كنيم كه فلان، چنين و چنان گفته، همچنان كه اين روش را در محاكم قضائى و اقرارها و شهادتها و ساير جريانات آنجا معمول مى‌داريم، بايد هم معمول بداريم، براى اين‌كه كلام آدمى براساس همين قواعد بيان مى‌شود، هر گوينده‌اى به اتكاى آن قواعد سخن مى‌گويد و مى‌داند كه شنونده‌اش نيز آن قواعد را اعمال مى‌كند، و تك تك كلمات و جملات را بر مصاديق حقيقى و مجازى كه علم لغت در اختيارش گذاشته تطبيق مى‌دهد.
و اما بيان قرآنى به بيانى كه در بحث‌هاى قبلى گذشت بر اين مجرا جريان ندارد، بلكه كلامى است كه الفاظش در عين اين كه از يكديگر جدايند به يكديگر متصل هم هستند؛ به اين معنا كه هر يك بيانگر ديگرى و به فرموده على عليه السلام «شاهد بر مراد ديگرى است.» پس نبايد به مدلول يك آيه و آنچه از به‌كار بردن قواعد عربيت مى‌فهميم اكتفا نموده، بدون اين‌كه ساير آيات مناسب با آن را مورد دقت و اجتهاد قرار دهيم به‌معنايى كه از آن يك آيه به دست مى‌آيد تمسك كنيم، همچنان كه آيه شريفه «افَلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرانَ وَ لَوْ كانَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فيهِ اخْتِلافاً كَثيراً» «١» به همين معنا اشاره نموده و مى‌فرمايد تمامى آيات قرآن بهم پيوستگى دارند.» «٢» البته تذكر اين نكته نيز ضرورى است كه گاهى مفسّر به آيات ديگر نيز مراجعه مى‌كند، ليكن در اثر آگاهى نداشتن از آيات محكم و متشابه، ناسخ و منسوخ، عام و خاص و ...، ترتيب معنوى بين مفاهيم و معانى آيات بهم مى‌خورد و سرانجام او پيام قرآن را به‌طور