آشنايى باتفاسير و روشهاى تفسيرى - فوقانی، حیدر - الصفحة ١٠١
وى همچنين در مقابل كسانى كه معتقدند در قيامت خداوند قابل رؤيت است، ايستادگى كرده و آيات مورد استناد آنان را تفسير كرده و نظرشان را رد مىكند. «١» كشاف و اهل بيت عليهم السلام: او در تفسير خود گاهى از امام على عليه السلام و فرزندان معصومش رواياتى نقل كرده، ليكن برخوردش با آياتى كه در مورد امام على عليه السلام نازل شده يا حضرت على عليه السلام مصداق كامل آنهاست، دوگانه است. در بعضى از آيات به هيچ وجه يادآور نزول آن درباره حضرت على عليه السلام نمىشود و تحريف مى كند و يا به سكوت مىگذرد از جمله در ذيل آيه اكمال «٢» و آيه تبليغ «٣» بهگونهاى تحريفگرانه رد مىشود و آيه «وَ مِنَ النّاسِ مَنْ يَشْرى نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللّهِ ...» «٤» را درباره صهيب بن سنان مىشمرد و با آيات ديگرى نيز اين گونه عمل مىكند.
گاهى هم به نزول آيه در مورد حضرت على عليه السلام تصريح كرده و حتى دفاع مىنمايد. از جمله ذيل آيه مودّت، «٥» علاوه بر تصريح به اين كه آيه درباره حضرت على، فاطمه و حسنين عليهم السلام است، روايات فراوانى در لزوم مودت و همراهى با آل على عليه السلام آورده است از جمله حديث معروف، «الا وَمَنْ ماتَز عَلى حُبِّ آلِ مُحَمَّدٍ ماتَ مَغْفوُراً لَهُ، الا وَ مَنْ ماتَ عَلى حُبِّ آلِ مُحَمَّدٍ ماتَ مُؤْمِناً مُسْتَكْمِلَ الايمانِ ...» «٦» به ظاهر دليل اين برخورد دوگانه زمخشرى و ديگر علماى اهل سنت آن است كه هر گاه نظرشان به خلافت بوده براى اين كه امام على عليه السلام مطرح نشود و حكومت خلفا خدشه دار نگردد، از ذكر فضيلت امام على عليه السلام خوددارى كردهاند ولى هرگاه اهل بيت عليهم السلام بدون در نظر گرفتن حق حكومت، مد نظرشان بوده است، فضايل و كمالاتشان را نقل كردهاند و برمحبت