آشنايى باتفاسير و روشهاى تفسيرى

آشنايى باتفاسير و روشهاى تفسيرى - فوقانی، حیدر - الصفحة ٧١

مؤلّف گرانقدر اين تفسير، در جاهاى مختلف آن به اثبات نظر شيعه پيرامون مسأله امامت نيز پرداخته و جانشينى بر حق امامان معصوم را پس از پيامبر صلى الله عليه و آله با استمداد از آيات قرآن، اثبات كرده است. بطور مثال، او ذيل آيه «وَ لَوْ رَدُّوهُ الَى الرَّسُولِ وَ الى‌ اولِى الْامْرِ مِنْهُمْ لَعَلِمَهُ الَّذينَ يَسْتَنْبِطُونَهُ مِنْهُمْ» «١» به اثبات اين مطلب پرداخته كه اولوالامر همان ائمه معصومند و گرنه با رجوع به غير معصوم، به دليل جايزالخطا بودن آنها براى انسان علم و يقين حاصل نمى‌گردد؛ پس اولوالامر بايد معصوم باشند و آنان جز امامان مورد اعتقاد شيعه كس ديگرى نيستند. «٢» ب- تفاسير فلسفى‌ همزمان با اواخر حاكميت بنى‌اميه، تعدادى از كتب يونانى به عربى ترجمه شد و به اين طريق جريان‌هاى فلسفى به حوزه انديشه اسلامى راه يافت. با ورود اين‌گونه مباحث و اظهار تمايل و علاقه برخى عالمان اسلامى، اين مباحث كم‌كم به تفسير راه يافت و برخى از مفسران به تفسيرشان رنگ و بوى فلسفى دادند و آيات را از اين زاويه مورد بررسى قرار دادند. برخى از آثار فارابى، اخوان‌الصفا و ابن سينا را بايد در اين جريان جاى داد. تفسير صدرالمتألهين را نيز مى‌توان يك تفسير فلسفى عرفانى قلمداد كرد. ايشان در ذيل بسيارى از آيات به طرح مباحث عميق فلسفى مى‌پردازد؛ از جمله ذيل آيه «وَ تَرَى الْجِبالَ تَحْسَبُها جامِدَةً وَ هِىَ تَمُرُّ مَرَّ السَّحابِ» «٣» در ضمن يك بحث فلسفى، حركت جوهرى را در تمام موجودات ثابت مى‌كند. «٤» ج- تفاسير رمزى و اشاره‌اى‌ مقارن با انتشار بحثهاى فلسفى، مطالب عرفانى و صوفى‌گرى نيز در اسلام راه يافته، جمعى از مردم به آن تمايل نمودند، تا به جاى برهان و استدلال فقهى، حقايق و معارف دينى را از طريق مجاهده و رياضت‌هاى نفسانى دريابند. «٥» اينان به خاطر اشتغالشان به تفكر و سير در باطن‌