آشنايى باتفاسير و روشهاى تفسيرى - فوقانی، حیدر - الصفحة ٨٠
بعنوان مثال: مولوى با آوردن يك كلمه از قرآن كريم در يكى از دعاهاى خود تابلوى تمام عيارى از انسان (كه در آن آيه نهفته است) را ارائه مىدهد.
او مىگويد: «اى خدايى كه به امر «اهْبِطُوا» مرغان ارواح ما را به دام و دانه قالب خاكى محبوس كردى، به كمال فضل خويش، از اين دامگاه صعب، به گشاده عالم غيب، راه نمايى «يا الهَ الْعالِمينَ وَ يا خَيْرَ النَّاصِرين» «١» اين كلمه همچون رمزى، چند اصل را به انسان تفهيم مىكند: ١- آدمى از جايگاه رفيع ديگرى هبوط كرده است. ٢- مهبط انسان يعنى دنيا مرتبه نازلهاى است نسبت به مبدأ او. ٣- از آنجا كه هر چيزى به اصل خود متمايل است، انسان نيز ميل به كمال داشته و سرانجام به جايگاه كمال نهايى بازمىگردد. و بطور خلاصه بايد گفت: اين كلمه گذشته، حال و آينده انسان را ترسيم نموده است.
تاريخچه تفسير موضوعى سابقه تفسير موضوعى ريشه در قرآن كريم داشته و از زمان پيامبر صلى الله عليه و آله و ائمه اطهار عليهم السلام شروع شده است، و بعضى از بزرگان نيز در تفسير، اين شيوه را به كار بردهاند. توضيح اين مطلب به شرح زير است:
الف- ريشه قرآنى؛ دستور قرآن در زمينه تفسير آيات متشابه بهوسيله آيات محكم نوعى از تفسير موضوعى است.
ب- در كلمات پيامبر صلى الله عليه و آله؛ نمونه: پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله در وصيت و موعظه معروف خود به «عبدالله بن مسعود» «٢» چند موضوع را با استفاده از آيات مختلف بيان فرموده است از جمله در مورد «گفتار بدون علم» فرموده است: اى ابن مسعود بدون آگاهى درباره چيزى سخن مگوى، و تا نشنوى و نبينى حرف مزن، سپس آيات ذيل را در زمينه همين موضوع ارائه فرمود: