آشنايى باتفاسير و روشهاى تفسيرى - فوقانی، حیدر - الصفحة ٧٩
محدود و يك بعدى بشرى، قرآن را از خاصيت اصلى خود مىاندازد، و به صورت كلمات قصار و پر از ابهام و تكرار درمىآورد.
يكى از نويسندگان مىنويسد: «توجه به همبستگى آيات يك سوره در تفسير قرآن، بسيار حائز اهميت است؛ زيرا تجزيه آيات قرآن و تفسير هر يك، جداى از تمامى سوره، بيش از هر چيز براى قرآن زيانآور است.» «١» دكتر محمّد عبدالله درّاز قرآن را به تابلوى نقاشى بسيار نفيسى تشبيه مىكند كه اگر ما نظرمان را بر جزء كوچكى از آن محدود كنيم جز رنگهاى مشوش و گوناگون و نامربوط در كنار هم نمىيابيم، بايد كمى به عقب برگرديم، تا ميدان ديدمان وسيع شود و اين تابلوى زيبا و بديع را يكجا و يكپارچه ببينيم. «٢» علامه طبرسى (ره) نيز در تفسير شريف مجمعالبيان در ابتداى بعضى از سُوَر تحت عنوان «النظم» وجه ارتباط و تناسب آن سوره با سوره قبل و با قسمتهاى مختلف همان سوره را بيان مىكند و با رو آوردن به تفسير موضوعى اين وجه ارتباط ناديده گرفته مىشود.
در توضيح مطالب فوق مىتوان گفت: درست است كه فصاحت و بلاغت يكى از بهترين وجوه اعجاز قرآن است اما تفسير موضوعى و انتخاب كلمات و آيات، از كل قرآن پيرامون يك موضوع و ديد كلى به كلّ آيات آن موضوع و به دست آوردن نتايج بسيار گستردهتر و درخشانتر، خود نيز يكى از وجوه اعجاز قرآن كريم است، و منافاتى با وجه سابق ندارد.
سخن دكتر محمد عبداللّه درّاز هم صحيح نيست چون اين درصورتى است كه نگاه جزئى به قرآن براى تفسير به رأى و يا بدون هدف، و بدون در نظر گرفتن آيات متشابه باشد. امّا اگر براى يافتن پاسخ يك پرسش و يا روشن نمودن يك موضوع با هدف و نظم خاصى كلمات و آيات پيرامون يك موضوع را از جايگاهش جدا ساخته و جمعبندى كنيم به نتايج درخشان و تازهترى دست مىيابيم. در آن صورت هركلمه و آيه نقش يك تابلوى بسيار زيبايى را خواهد داشت. و گاهى بهتنهايى همچون رمزى خواهد شد كه با تفكّر و تأمّل همراه با تزكيه، مىتوان اسرار بسيار آن را دريافت.