آشنايى باتفاسير و روشهاى تفسيرى

آشنايى باتفاسير و روشهاى تفسيرى - فوقانی، حیدر - الصفحة ٧٣

«بلد امن»، صدر و سينه انسانى است و «طواف» اشاره به رسيدن به مقام قلب و «بيت معمور» قلب عالم است و «حجرالاسود» روح است.» «١» او همچنين «بقره» در آيه «انَّ اللَّهَ يَأْمُرُكُمْ انْ تَذْبَحُوا بَقَرَةً» «٢» را به نفس حيوانيه و «ريح» در آيه «فَسَخَّرْنا لَهُ الرّيحَ» «٣» را به عقل عملى تفسير مى‌كند. «٤» از نمونه‌هاى تفسير صوفى و عرفانى مى‌توان به «تفسير القرآن الكريم» سهل بن عبدالله تسترى، «روح المعانى» شهاب‌الدين آلوسى، «تفسير نيشابورى» محمد بن مصطفى طحاوى، «كشف‌الاسرار» ميبدى و «بيان السعاده» گنابادى اشاره كرد. «٥» د- تفاسير روايى‌ هر چند نوشتن تفاسير قرآن فقط با استمداد از روايات از ابتدا معمول بوده و تفاسيرى همچون «تفسير عيّاشى» توسط محمد بن مسعود بن عياش سمرقندى و «تفسير قمى» به دست على بن ابراهيم قمى از اين قبيل است؛ ولى مى‌توان گفت كه دوباره در حدود قرن دهم و يازدهم هجرى يك حركت اخبارى‌گرى در تمام مناطق و مجامع علمى اسلامى صورت پذيرفته است و يك نوع بازگشت به حديث در مصر، عراق، ايران و ديگر سرزمينهاى اسلامى متداول گشته است.
بعضى از تفاسيرى كه در اين مدت به تحرير درآمده‌اند عبارتند از: «البرهان فى تفسير القرآن» سيد هاشم بحرانى، «تفسير نورالثقلين» شيح عبد على حويزى و «تفسير صافى» ملا محسن فيض كاشانى در جهان تشيع و «تفسير القران العظيم» ابن كثير، «الجواهر الحسان فى تفسير القرآن» ثعالبى و «الدر المنثور» جلال‌الدين سيوطى در جهان تسنن.
ه- تفاسير ادبى‌ برخى از مفسران به دليل تبحر خاص خود در ادبيات و با توجه به جنبه‌هاى اعجاز ادبى قرآن، به نوشتن تفسير از اين ديدگاه روى آورده‌اند و تفاسير ادبى از خود به يادگار