آشنايى باتفاسير و روشهاى تفسيرى

آشنايى باتفاسير و روشهاى تفسيرى - فوقانی، حیدر - الصفحة ٦٩

تفويض بوده و مى‌خواهد همه افعال را منتسب به خود انسان بداند، نسبت ختم (مهر نهادن بر دل و گوش) را به خدا، مجاز دانسته و گفته است كه چنين نسبتى همانند نسبتى است كه در مورد غيبت شخصى به عنقا مى‌دهيم و در مورد شخصى كه مدتى ناپديد شده مى‌گوييم «طارَتْ بِهِ الْعَنْقاءُ» يعنى پرنده عنقا او را برد، در حالى‌كه مى‌دانيم در حقيقت اين پرنده، هيچ نقشى در غيبت اين شخص ندارد. «١» ٢- تفسير اشعرى‌ اشاعره تقريباً در برابر معتزله بودند و از جمله به جبر، امكان رؤيت خدا و ... اعتقاد داشتند و در تفسيرهاى خود بر اثبات اين ادعاها و ردّ ادعاى مخالف پافشارى مى‌كردند.
از مشهورترين تفاسير اشعرى مى‌توان به تفسير كبير فخر رازى به نام مفاتيح‌الغيب اشاره كرد. به تعبير زرقانى در مناهل العرفان، برخى از مفسران اهل سنت، قرآن را پلى براى دفاع از عقايد خود قرار داده‌اند و در رأس اين گروه، امام فخرالدين رازى است، او در هر مناسبت بر اهل ضلالت و انحراف (البته به عقيده خودش) حمله كرده است. «٢» به عنوان مثال او ضمن تفسير آيه ١٠٣ سوره انعام «لا تُدْرِكُهُ الْابْصارُ وَ هُوَ يُدْرِكُ الْابْصارَ وَ هُوَ اللَّطيفُ الْخَبيرُ» «٣» ضمن بحث طولانى استدلال معتزليان را مبنى بر عدم رؤيت خداوند ياد مى‌كند، آنگاه به نقد و بررسى دليلهاى آنان مى‌پردازد، سپس به ارائه دليلهاى خود مبنى بر جواز رؤيت خداوند مى‌پردازد. «٤» وى شبيه اين بحث را ذيل آيه ١٤٣ سوره اعراف تكرار مى‌كند.
در جاى ديگر تفسير خود، انديشه جبرى اشاعره را مورد تأييد قرار داده و تصريح مى‌كند كه: «فعل از پيوند داعى (اراده) به قدرت انجام مى‌گيرد و چون داعى آفريده خداست، اين حقيقت مسلّم مى‌گردد كه خدا آفريدگار كارهاى انسان نيز هست.» «٥»