آشنايى باتفاسير و روشهاى تفسيرى - فوقانی، حیدر - الصفحة ٦٨
مشخصى پيدا شد كه مهمترين آنها عبارتند از:
١- تفسير معتزلى معتزله قائل به حدوث قرآن بودند، مرتكب گناهان كبيره را نه مؤمن مىشمردند و نه كافر، بلكه داراى منزلتى بين اين دو مىدانستند. آنان در بحث از جبر و اختيار به تفويض قائل شده و افعال بندگان را مخلوق خود بندگان مىدانستند، در باب بحث از رؤيت خدا نيز گفتند كه رؤيت خداوند حتى در آخرت نيز محال مىباشد.
از مهمترين تفاسيرى كه براى اثبات عقيده معتزلى نوشته شده، تفسير «كشّاف» زمخشرى است. زمخشرى پس از اتمام تحصيلات به مذهب معتزله گراييد و مردم را بهسوى آن دعوت كرد. سپس به مكه هجرت كرد و مجاورت خانه خدا را اختيار نمود. وى تفسيرش را بنا به خواهش معتزليان مكه، در ايام اقامت در آن شهر، در مدت دو سال و سه ماه نگاشت. «١» دفاع ازعقايد معتزله را از همان آغاز خطبه كتابش شروع نموده و درباره خلقت قرآن، به حدوث آن اشاره كرده است:
«الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذى انْزَلَ الْقُرانَ كِتاباً مُؤَلَّفاً مُنَظَّماً وَ نَزَّلَهُ بِحَسَبِ الْمَصالِحِ مُنَجَّماً وَ جَعَلَهُ بِالتَّحْميدِ مُفْتَتِحاً وَ بِالْاسْتِعاذَةِ مُخْتَتِماً ...» «٢» حمد و سپاس از آنِ خداوندى است كه قرآن را به صورت كتابى تأليف و تنظيم شده نازل كرد و آن را به حسب مصالح به تدريج فرو فرستاد و آن را با حمد افتتاح كرد و با استعاذه (پناه بردن به خدا از شر شيطان) ختم كرد.
و يا در تفسير آيه «خَتَمَ اللَّهُ عَلى قُلُوبِهِمْ وَ عَلى سَمْعِهِمْ وَ عَلى ابْصارِهِمْ غِشاوَةٌ» «٣» خداوند بر دلها و گوش آنها مهر نهاده و بر روى چشمانشان پردهاى است، چون قائل به