آشنايى باتفاسير و روشهاى تفسيرى

آشنايى باتفاسير و روشهاى تفسيرى - فوقانی، حیدر - الصفحة ٦٢

حزب و يا «يقين به آخرت» را به نظام برتر در مرحله شهادت انقلاب تفسير كرده‌اند. «١» ه: يكى از التقاطى مذهبان در ترجمه آيه «يَوْمٌ لا بَيْعٌ فيهِ وَ لا خِلالٌ» «٢» (روزى (قيامت) كه نه خريد و فروش در آن است و نه دوستى و رفاقت ثمر مى‌بخشد) گفته است كه مراد روزگارى است كه در آن نه مبادله است و نه شكاف طبقاتى (يعنى روزى كه ماركسيسم بر جامعه بشرى سايه بيفكند). «٣» تفاوت استنباط با تفسير به رأى‌ يكى از مواردى كه، از جانب برخى علما، به غلط تفسير به رأى شناخته شده است، استنباط از آيات قرآن است. واژه «استنباط» در آيه ٨٣ سوره نساء بكار رفته است:
«وَ لَوْ رَدُّوهُ الَى الرَّسُولِ وَ الى‌ اولِى الْامْرِ مِنْهُمْ لَعَلِمَهُ الَّذينَ يَسْتَنْبِطُونَهُ مِنْهُمْ» اگر آن را به پيامبر و اوالامرشان ارجاع مى‌دادند، كسانى از ايشان كه استنباط مى‌كنند، آن را درمى‌يافتند.
استنباط از ريشه «نبط» است و آن اولين آبى است كه در چاه ظاهر مى‌شود، پس استنباط به معنى استخراج است. به هر چيزى كه استخراج شده، در برابر چشم يا معرفت (عقل) قرار بگيرد، «مستنبَط» گويند. «٤» كسانى كه به تهذيب نفس بپردازند و با قلب سليم به پيشگاه قرآن حاضر شوند و در آن به تأمل بنشينند و غور و تفحّص كنند، از درياى بيكران قرآن دُرهاى گرانبهايى استنباط و استخراج خواهند كرد و به فيضهاى خاصى خواهند رسيد.
كسانى كه قرآن را جز همين الفاظ نوشته بر كاغذ نمى‌دانند، چنين استفاده‌هايى را نيز تفسير به رأى پنداشته و فقط بسنده كردن به ظاهر قرآن را مجاز شمرده و توصيه مى‌كنند.
مرحوم فيض كاشانى (قده)، در مقدمه پنجم از تفسير صافى، ضمن بحث از تفسير به رأى، بيانى دارد كه در آن به بحث از قرآن پرداخته است. وى كسانى را كه معناى قرآن را به حد ظاهرِ