آشنايى باتفاسير و روشهاى تفسيرى

آشنايى باتفاسير و روشهاى تفسيرى - فوقانی، حیدر - الصفحة ٥٤

است.» «١» د- حضرت على عليه السلام خود را سخنگوى قرآن و مفسّر آن معرفى مى‌كند:
«ذلِكَ الْقُرانُ فَاسْتَنْطِقُوهُ وَ لَنْ يَنْطِقَ وَ لكِنْ اخْبِرُكُمْ عَنْهُ: الا انَّ فيهِ عِلْمَ ما يَأْتى‌ وَالْحَديثَ عَنِ الْماضى‌ وَ دَواءَ دائِكُمْ وَ نَظْمَ ما بَيْنَكُمْ» «٢» آن قرآن است، پس درخواست نمائيد تا گويا گردد و هرگز گويا نمى‌شود، و ليكن من شما را از آن خبر مى‌دهم، آگاه باشيد، علم به آينده و خبر گذشته و داروى دردتان و نظم كارهايتان در قرآن است.
برخى از دانشمندان اهل سنت نيز به اين حقيقت اشاره كرده‌اند كه علوم قرآن در نزد امامان معصوم ما مى‌باشد از جمله سيوطى مى‌گويد:
«خلفاى اربعه، نخستين مفسران قرآن هستند، ولى رواياتى كه از سه تن از خلفاى راشدين است بسيار اندك مى‌باشد و امّا آنچه از على عليه السلام نقل شده بسيار است» و از ابن مسعود نقل مى‌كند كه قرآن ظاهرى دارد و باطنى، و باطن و ظاهر آن نزد على عليه السلام است.» «٣» زرقانى، (مدرس علوم قرآن در دانشكده اصول دين مصر) روايتى نقل مى‌كند كه وهب بن عبدالله بن ابى الطفيل گفته است كه: من هنگام ايراد خطبه على عليه السلام حضور داشتم كه مى‌فرمود:
«سَلُونى‌ فَوَاللَّهِ لا تَسْأَلُونى‌ عَنْ شَىْ‌ءٍ الَّا اخْبِرْتُكُمْ وَ سَلُونى‌ عَنْ كِتابِ اللَّهِ، فَوَاللَّهِ ما مِنْ ايَةٍ الَّا وَ انَا اعْلَمُ أَبِلَيْلٍ نُزِلَتْ امْ بِنَهارٍ؟ افى‌ سَهْلٍ امْ فى‌ جَبَلٍ» «٤» از من سؤال كنيد به خدا قسم از هر چيزى بپرسيد. پاسخ آن را مى‌دهم از من در مورد قرآن‌