آشنايى باتفاسير و روشهاى تفسيرى

آشنايى باتفاسير و روشهاى تفسيرى - فوقانی، حیدر - الصفحة ٤٦

علاوه بر پيامبر، بيانات اهل‌بيت معصوم عليهم السلام نيز از منابع تفسير قرآن است چون آن بزرگواران به فرموده پيامبر همرديف قرآن هستند «١» و مردم وظيفه دارند در فهم قرآن به اهل بيت تمسّك جويند. در درسهاى بعد به تفصيل پيرامون اين دو منبع تفسير، يعنى قرآن و معصومين عليهم السلام سخن خواهيم گفت.
ج- عقل: بديهى است كه در تفسير، تنها رجوع به سنت طريقه‌اى است محدود، در برابر نياز نامحدود؛ زيرا ما در ذيل شش‌هزار و چند صد آيه، صدها و هزارها سؤال علمى و غير علمى داريم. پاسخ اين سؤالات و حلّ اين معضلات را از كجا بايد دريافت نمود؟ «٢» براى يافتن پاسخ باز هم به سراغ قرآن مى‌رويم. قرآن كريم بطور مكرر، بارها و بارها انسانها را به تدبّر و تعقّل و تفكر دعوت مى‌كند. «٣» و عباراتى همچون: «لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ»، «لَعَلَّهُمْ يَعْقِلُونَ» و «افَلا تَعْقِلُونَ» و ... در هر بخشى از قرآن، تلاوت كننده را به تعقّل وامى‌دارد و اهميت عقل و انديشه را گوشزد مى‌نمايد. البته بايد دانست كه وقتى از عقل سخن گفته مى‌شود منظور عقل فطرى و سليم است عقلى كه وارسته از تعلّقات باشد، زيرا «تعلّق با تعقّل جمع نمى‌گردد». «٤» و با چنين عقل سليم و وارسته‌اى است كه مى‌توان در بحر عميق قرآن فرو رفته و گوهرهاى ناب را صيد كرد و در اين مسير مشكلات و معضلات را با كمك آن حل نمود. و تنها به‌وسيله عقل است كه مى‌توان از دو منبع قرآن و سنت استفاده كرد و قرآن را تفسير نمود زيرا عقل به عنوان حجت باطنى (پيامبر درونى) و يكى از نعمتهاى بزرگ الهى مطرح است.
خداوند متعال خطاب به عقل مى‌فرمايد:
«وَ عِزَّتى‌ وَ جَلالى‌ ما خَلَقْتُ خَلْقاً احَبَّ الَىَّ مِنْكَ» «٥» به عزت و جلالم سوگند، موجودى محبوبتر از تو نزد خودم نيافريدم.