آشنايى باتفاسير و روشهاى تفسيرى - فوقانی، حیدر - الصفحة ٤٤
طرف ديگر داشتن علوم تجربى نيز به فهم مفسّر درباره آياتى كه از نشانههاى خدا در هستى بحث مىكند كمك كرده و او را در پىبردن به رموز بيشترى از نظام هستى يارى مىدهد.
منابع تفسير الف- قرآن: قرآن كريم خود، اولين و مهمترين منبع براى تفسير است. ما براى اينكه به مفهوم صحيح آيات پى ببريم، بايد آنها را بر يكديگر عرضه كنيم و با توجه به آيات ديگر به تفسير آنها بپردازيم. پيامبر گرامى اسلام صلى الله عليه و آله در اين زمينه مىفرمايد:
«انَّ الْقُرانَ لَمْ يُنَزَّلْ لِيُكَذِّبَ بَعْضُهُ بَعْضاً وَ لكِنْ نُزِّلَ لِيُصَدِّقَ بَعْضُهُ بَعْضاً» قرآن نازل نشد تا برخى از آن برخى ديگر را تكذيب كند، بلكه براى آن نازل شده كه برخى از آن، برخى ديگر را تصديق نمايد. «١» امير مؤمنان عليه السلام نيز مىفرمايد:
«يَنْطِقُ بَعْضُهُ بِبَعْضٍ وَ يَشْهَدُ بَعْضُهُ عَلى بَعْضٍ» «٢» بعضى از قرآن به وسيله بعضى ديگر به سخن مىآيد و برخى از آن بر (مراد) برخى ديگر گواهى مىدهد.
در قرآن مثلًا حكمى در آيهاى به صورت مطلق بيان شده ولى در آيه ديگرى همان حكم را مقيد كرده و يا حكمى در آيهاى عام است و حال آنكه در آيهاى ديگر خاص است.
مطلبى در آيهاى به صورت مجمل و سربسته بيان شده و در آيه ديگر تفصيل آن آمده است.
بنابراين اولين و مهمترين منبع براى تفسير قرآن، خود قرآن است.
چند مثال:
١- قرآن در آيه ٢٥٤ سوره بقره مىفرمايد:
«يَوْمٌ لا بَيْعٌ فيهِ وَ لا خُلَّةٌ وَ لا شَفاعَةٌ» روزى كه در آن معامله و دوستى و شفاعت وجود ندارد.