آشنايى باتفاسير و روشهاى تفسيرى - فوقانی، حیدر - الصفحة ٤٠
تأليفى احصاى جزئيّات ميسّر نيست و قرآن هم چنين است؛ پس بايد محقّقان با دقت در منابع تفسيرى و استفاده از روايات معصومان عليهم السلام و براهين عقلى، در هر زمان جزئيات را كشف كنند و هر اجمالى را مرتفع سازند.
٣- ذكر نشدن شأن نزولها قرآن به صورت تدريجى و به مقتضاى حوادث و وقايعى كه اتّفاق مىافتاد نازل مىشد و مردمى كه با آن حوادث آشنا بودند، معناى آيات نازل شده را خوب درك مىكردند، امّا رفته رفته نسلهاى بعدى نسبت به وقايعى كه رخ داده بود، بيگانه شدند و درمقابل خويش قرآن كريم را منهاى آن حوادث مشاهده كردند و اگر حكايتى از تاريخ گذشته را مىيافتند، آميخته با تناقضگويى و دروغ بود؛ از اينجا بود كه پارهاى از آيات براى نسلهاى بعدى داراى اجمال شد و محتاج به تفسير گرديد.
راغب اصفهانى در توضيح علل سهگانه گذشته براى لزوم تفسير مىگويد:
تفسير يا در الفاظ غير مأنوس به كار مىرود مانند كلمه «البحيرة» (شترى كه ده بار زائيده و گوشش را شكافته و رهايش نموده باشند) و كلمه «السائبَه» (شترى كه پنج بار زائيده باشد) و كلمه «الوصيله» (گوسفندى كه دوقلو زائيده باشد) و يا كلام مختصرى كه احتياج به بيان و شرح دارد مانند: «وَ اقيمُوا الصَّلوةَ وَ اتُوالزَّكوةَ» «١» «و نماز را اقامه و زكات را پرداخت كنيد.» (كه احتياج به توضيح و تفسير دارد) و يا در كلامى است كه در بردارنده داستانى باشد كه فهميدن آن كلام بدون فهم آن داستان دانسته نمىشود مانند: «انَّمَا النَّسىءُ زِيادَةٌ فِى الْكُفْرِ» «٢» «همانا به تأخير انداختن (ماههاى حرام) افزايشى در كفر است.» «٣» كه با توجه به شأن نزول اين آيه، منظور كارى است كه مشركان انجام مىدادند و ماههاى حرام را به منظور تمديد جنگ و غارت بيشتر، به تأخير مىانداختند. «٤»