آشنايى باتفاسير و روشهاى تفسيرى - فوقانی، حیدر - الصفحة ٣٩
احتياج دارند تا متعلّم را دستگيرى كنند و از لغزش و كجروى بازدارند، قرآن كه عميقترين كتاب است به طريق اولى به معلم احتياج دارد و به عبارت بهتر قرآن محتاج تفسير نيست بلكه ما براى فهميدن صحيح، دقيق و جامع قرآن احتياج به تفسير و مفسّر و معلم داريم به همين جهت خود قرآن، پيامبر را به عنوان معلّم و مفسّر معرّفى مىكند و مىفرمايد:
«يَتْلُوا عَلَيْهِمْ اياتِهِ وَ يُزَكّيهِمْ وَ يُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَالْحِكْمَةَ» «١» آيات خدا را برآنها تلاوت مىكند و آنها را پاك مىگرداند و كتاب و حكمت را بهآنها تعليم مىدهد.
منظور از تعليم كتاب، بيان الفاظ آيات و تفسير آيات مشكل است. «٢» امّا در پاسخ تفصيلى از علل نياز به علم تفسير مىتوان به موارد زير اشاره كرد:
١- وجود لغات مشكل شكّى نيست كه قرآن به زبان عرب نازل شده است و لغت جديدى كه عرب با آن بيگانه باشد در آن نيامده است؛ اما چون عربها داراى طوايف گوناگونى بودند و هر طايفهاى براى خود زبان خاصّ و لغت مخصوصى داشتند و در همه كلمات با طوايف ديگر شريك نبودند، بدين جهت قرآن براى اداى معانى از لغات طوايف مختلف استفاده كرد و اكتفا به لغت خاص يك طايفه ننمود. بديهى است كه لازمه اين جريان، آن است كه در قرآن كلماتى يافت شود كه براى برخى از طوايف عرب نامأنوس و مجهول باشد.
جلالالدّين سيوطى لغاتى را كه به زبان خاصّ يك طايفه آورده شده، جمعآورى كرده و مدّعى شده كه قرآن جامع كلمات ٣٣ طايفه عرب مىباشد. «٣» ٢- ذكر نشدن جزئيات در قرآن مسائل زياد و احكام مختلفى بيان گرديده است؛ اما واضح است كه در هيچ