آشنايى باتفاسير و روشهاى تفسيرى

آشنايى باتفاسير و روشهاى تفسيرى - فوقانی، حیدر - الصفحة ٣٤

است و برگردان همه جهات آن ميسر نيست، توجه به جنبه‌هاى بلاغى آن نيز كار را مشكل‌تر خواهد كرد. يكى از پژوهشگران مى‌گويد:
«اين مشكل بزرگ در مقابل مسلمانان غير عربِ جهان همچنان باقى است كه اگر بخواهند از ترجمه‌هاى قرآن براى تبليغ استفاده كنند با ترجمه‌هاى بسيار ناقص روبرو هستند؛ زيرا به قول «ايزوتسو» مترجم ژاپنى قرآن، آيات ترجمه شده حتى در بهترين صورتشان چيزى جز معادلهاى جزئى نيستند و از آنها تنها مى‌توان به عنوان رهنمودهاى ساخته و پرداخته‌اى براى برداشتن گامهاى لرزان نخستين استفاده كرد، هرچند كه در بسيارى از موارد از اين بابت نيز نه تنها وافى به مقصود نيستند، بلكه گمراه كننده مى‌باشند.» «١» به هر حال در مورد ترجمه قرآن به زبانهاى غيرعربى دو ديدگاه مخالف و موافق وجود دارد و هر يك براى اثبات نظر خويش دلايلى ارائه كرده‌اند.
دلايل مخالفان‌ از آنجا كه نمى‌توان قرآن را به‌طور دقيق و كامل به زبان ديگر ترجمه كرد در طول تاريخ اسلام همواره افرادى با ترجمه قرآن به زبانهاى ديگر مخالفت كرده‌اند. در قرن اخير نيز اين بحث در بين بعضى از علماى مذاهب اسلامى مطرح شده و افراى همچون اديب محمد مهيارى، زرقانى، رشيد رضا، محمد سليمان با ترجمه قرآن به مخالفت برخاسته‌اند. «٢» دلائل مخالفان معمولًا موارد زير بوده است:
١- مردم با وجود ترجمه قرآن، از فراگرفتن «زبان عربى» كه خود يكى از عوامل اتحاد همبستگى و ارتباط ميان مسلمانان است، روى‌گردان مى‌شوند.
٢- هيچ‌گونه ترجمه‌اى نمى‌تواند مفاهيم وسيع قرآن را بيان كند.
٣- ترجمه قرآن يعنى مثل قرآن را آوردن و آن هم براى جن و انس محال است.
٤- ترجمه قرآن باعث مى‌شود كه بعضى از ملّتها آن را به جاى قرآن بگيرند و اصل قرآن را فراموش كنند و احياناً سبب گمراهى افراد كم‌اطلاع شود.
آشنايى باتفاسير و روشهاى تفسيرى ٤٥ منابع تفسير ص : ٤٤