آشنايى باتفاسير و روشهاى تفسيرى - فوقانی، حیدر - الصفحة ١٠٣
الْابْصارُ وَ هُوَ يُدْرِكُ الْابْصارَ وَ هُوَ اللَّطيفُ الخَبيرُ» «١» ضمن بحث طولانى، اسستدلال معتزليان مبنى بر عدم رؤيت خداوند را ذكر كرده، به نقد و بررسى و ردّ دليلهاى آنان پرداخته، سپس دليلهاى خود مبنى بر جواز رؤيت خداوند ارائه كرده است. «٢» او شبيه اين بحث را ذيل آيه ١٤٣ سوره اعراف تكرار مىكند.
همچنين با توجه به جانبداريش از انديشه جبرى اشاعره، در جاهاى زيادى از تفسيرش به معتزليان تاخته و دليلهاى آنان را در مورد اختيار انسان، مورد نقد قرار مىدهد و آنان را دشمنان خدا معرفى مىنمايد. «٣» مفاتيح الغيب و اهل بيت عليهم السلام: فخررازى در اين كتاب تفسير كه اواخر عمرش نوشته است در قبال اهل بيت عليهم السلام، همچون ديگر علماى اهل سنت، دوگانه برخورد نموده است.
در برخى موارد با بيان جملات و آوردن رواياتى كه نشانه علاقه واحترام او به حضرت على عليه السلام و اهل بيت پيامبر عليهم السلام است، تفسيرش را زينت داده است؛ مثلًا ذيل آيه «وَمِنَ النّاسِ مَنْ يَشْرى نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللّهِ ...» «٤» در ضمن روايات، شأن نزول آيه را درباره على عليه السلام يادآورى كرده است. و يا ذيل آيه ٦١ سوره آل عمران، به تفصيل، داستان مباهله را آورده و آيه تطهير را يادآورى كرده است؛ و صحت روايت را در بيان مفسران و اصحاب حديث متفق عليه دانسته است.
همچنين ذيل آيه تطهير به اقوالى اشاره كرده و شايستهترين مصداق را براى آيه فرزندان پيامبر و على عليه السلام دانسته است؛ و يا در تفسير سوره حمد نوشته است: «هر كس كه در ديندارى به على بن ابيطالب اقتدا كند هدايت يافته است و دليل اين مطلب، كلام پيامبر است كه فرمود: «اللّهُمَ ادِرِ الْحَقَّ مَعَ عَلِىٍّ حَيْثُ دارَ» خدايا على هر جا بچرخد، حق را بر محور وجودش بچرخان. «٥» ولى متأسفانه، همين فخر رازى در موارد بسيارى نيز به كتمان حقايق پرداخته و آيات نازل شده در حق حضرت على عليه السلام راكه بيشتر به جنبه خلافت آن حضرت بر ميگردد، به