نهضت انتظار و انقلاب اسلامى

نهضت انتظار و انقلاب اسلامى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٧٥

رَبِّهِ- يعنى درس، حديث، علم، كلام، محاجّه با خصوم علمى يا خصوم سياسى، تأييد و حمايت يك گروه، ردّ يك گروه و غير ذلك، همه در اين جهت است، برا نهضت انتظار و انقلاب اسلامى ٨٨ ٤ - ساده‌زيستى ص : ٨٧ ى اين است كه حكومت اسلامى را تشكيل بدهند. «١» اين مطلب براى آنان كه اندكى تأمل مى‌كردند- از موافق و مخالف- ظاهر بود؛ از اين رو بسيارى از شيعيان اين معنا را دريافته و منتظر پيروزى و حاكميت امامان بودند. به عنوان نمونه:
منزل امام باقر عليه السلام پر از جمعيت بود. پيرمردى آمد كه به عصايى تَكيه داده بود. سلام و اظهار محبت كرد و كنار حضرت نشست و گفت: به خدا قسم من شما و محبان شما را دوست دارم آن هم نه به طمع دنيا، و از دشمنان شما متنفّر و بيزار هستم آن هم نه به‌خاطر دشمنى شخصى با آنها و به خدا قسم آنچه را حلال بدانيد، حلال و آنچه را حرام بدانيد، حرام مى‌دانم و منتظر امر و حكومت شما هستم. فدايت شوم، آيا اميد دارى من دولت شما را ببينم؟
امام پير مرد را به نزد خود فراخواند و فرمود: اى پيرمرد، مردى از پدرم همين سؤال را كرد و پدرم به او جواب داد: اگر بر اين انتظار بميرى، بر رسول خدا و على بن ابيطالب و حسن و حسين عليهم السلام وارد مى‌شوى و دلت خنك و چشمت روشن مى‌گردد و ملائكه مكرم با رَوْح و ريحان به استقبالت مى‌آيند و اگر زنده مانى نيز با ديدن حكومت ما چشمت روشن مى‌گردد. «٢»