نهضت انتظار و انقلاب اسلامى

نهضت انتظار و انقلاب اسلامى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٣

و دل‌هايشان را استوار گردانيديم آن گاه كه [به قصد مخالفت با شرك‌] برخاستند و گفتند: پروردگار ما پروردگار آسمان‌ها و نهضت انتظار و انقلاب اسلامى ٣٦ سيره عملى پيامبر صلى الله عليه و آله ص : ٣٥ زمين است. جز او هرگز معبودى را نخواهيم خواند كه در اين صورت قطعاً ناصواب گفته‌ايم.
اصحاب كهف فقط اعلام علنى توحيد و باطل بودن شرك را وظيفه خود دانستند و براى انجام اين وظيفه قيام كردند و بعد از آن، در فرصت مناسب فرار كردند، ولى پيامبران موظف هستند علاوه بر اعلام توحيد و ابطال شرك و آداب و رسوم جاهلى، به دعوت ادامه دهند و مقاومت ورزند و معلوم است كه اين وظيفه، بسيار خطرناك‌تر، سنگين‌تر و در نتيجه بزرگ‌ترين مصداق قيام و مبارزه است؛ چنان چه در روايت هم آمده است:
برترين جهاد، گفتن كلام حق نزد امام ستمگر و جبّار است. «١» جنبه دوم، مبارزه ضد استكبارى انبيا عليهم السلام، قيام و به دست گرفتن رهبرى مبارزه براى تحقق بخشيدن به توحيد و عدالت و ريشه‌كن ساختن حاكميت جهل و خرافه و طاغوت است. خداوند پيامبران را براى تصدّى امامت مردم در اين مبارزه مقدّس فرستاده است:
«وَمَا أَرْسَلْنَا مِن رَسُولٍ إِلَّا لِيُطَاعَ بِإِذْنِ اللّهِ ...» (نساء: آيه ٦٤)
ما هيچ پيامبرى را نفرستاديم مگر براى اينكه به اذن خدا از او اطاعت كنند.