نهضت انتظار و انقلاب اسلامى

نهضت انتظار و انقلاب اسلامى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٦٤

گوساله‌پرست شده و لشكر سامرى گشته‌اند.
٥- و در جنب اينان گوساله طلايى سامرى كه به عنوان خدا مورد تقديس واقع شده است.
حالا موسى عليه السلام چه كند؟ اول يقه كدام را بچسبد؟ آيا ابتدا به سراغ خداى طلايى برود و آن را خرد كند و نابود سازد يا يقه سامرى و همدستانش را بگيرد و به زمين بزند و كيفر دهد؟ يا اكثريت گمراه شده و گوساله‌پرست را مذمت كند و لعن گرداند؟ يا گروه بى‌تفاوت را توبيخ كند؟ ابتدا كدام يك از اقدامات مذكور را انجام دهد؟ موسى يك انقلابى غيرتمند است و از مشاهده گوساله‌پرستى بنى اسرائيل چنان خشمگين مى‌گردد كه بى‌اختيار الواح مقدس تورات را به كنارى پرت مى‌كند و ...، اما نمى‌خواهد محكمه قيامت را در دنيا برقرار سازد و مجرمان را كيفر و نيكوكاران را پاداش دهد؛ بلكه مى‌خواهد طورى عمل كند كه مجرمان متنبّه شوند و توبه كنند و هدايت يابند زيرا او هدايتگر است؛ از اين رو ابتدا هيچ كدام از اقدام‌هاى پيش گفته را ا نجام نمى‌دهد بلكه برخلاف انتظار همه به سراغ هارون مى‌رود و يقه او را مى‌چسبد و محاسنش را مى‌گيرد و به شدت در حضور قوم توبيخ مى‌كند. با اين كه مى‌داند و مى‌بيند كه هارون نه تقصيرى كرده و نه قصورى داشته است. هارون بر صراط مستقيم توحيد استوار مانده و منحرفان را انذار داده و نهى كرده است و به شدت از آنان بيزار است ولى موسى عليه السلام او را بر كار ناكرده مؤاخذه مى‌كند تا گناهكاران حساب كار خود را بكشند و آن گاه قوم گمراه را مذمت مى‌كند و به توبه و جبران خطا فرامى‌خواند.
وقتى هارون مقدس و پاك و پيامبر، درباره اين حركت ارتجاعى‌