نهضت انتظار و انقلاب اسلامى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٥٩
عوامفريبى درآمد و با احترام، به سخنان حضرت جواب گفت و بر عظمت شخصيت پيامبر و اهل بيت و امام على و حضرت زهرا اعتراف كرد و در آخر با استناد به سخنى جعلى و منسوب به پيامبر، عمل خود را توجيه كرد. حضرت با استدلال محكم و استناد به كتاب خدا، جعلى بودن روايت منسوب را اثبات كرد و آن را ساخته هوا و هوس غاصبان خواند.
خليفه كه تا اينجا مغلوب شده بود و سخنى و استدلالى نداشت، دوباره با تأكيد بر حرمت حضرت زهرا، در توجيه حكومت خود و كنار زدن امام، به انتخاب مردم استناد كرد و حضرت نيز مردم را به شدت توبيخ كرد و در آخر متوجه قبر پدرش شد و به محضر ايشان شكايت برد. مجموعه اين خطبه و احتجاجات و انذارها، شور عظيمى ايجاد كرد و از هرطرف همهمه برخاست و مردم گريان را به سوى جبران خطا سوق مىداد و مىرفت تا كار مرتجعان را يكسره كند كه خليفه احساس خطر كرد و از روش مسالمتآميز دست كشيد و بر منبر رفت و به حضرت زهرا عليها السلام و امام على عليه السلام به شدت توهين كرد و مسلمانان و بهخصوص انصار را به سختى تهديد كرد. «١» افشاى مستند و مستدل حركتهاى مرتجعانه نيز اقدامى در همين راستا است تا مردم به ماهيت آنان پى ببرند و گول عوام فريبىهاى آنان را نخورند.
٢- ترويج آرمانگرايى به جاى فردمحورى در قبال فرد محورى كه مبناى حاكميت جهل و شرك است، بايد آرمانگرايى را جايگزين كرد. بايد از اتكاى جامعه به افراد- حتى رهبران-