نهضت انتظار و انقلاب اسلامى

نهضت انتظار و انقلاب اسلامى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٧

راه اين دعوت هر خوف و خطرى را بپذيرند. اين سخن نوح عليه السلام است:
«رَبِّ إِنِّي دَعَوْتُ قَوْمِي لَيْلًا وَنَهَاراً فَلَمْ يَزِدْهُمْ دُعَائِي إِلَّا فِرَاراً ... ثُمَّ إِنِّي دَعَوْتُهُمْ جِهَاراً ثُمَّ إِنِّي أَعْلَنتُ لَهُمْ وَأَسْرَرْتُ لَهُمْ إِسْرَاراً» (نوح: آيات ٥- ٩)
پروردگارا، من قوم خود را شب و روز دعوت كردم و دعوت من جز بر گريزشان نيفزود. باز من به آنان اعلام نمودم و در خلوت و پوشيده نيز به ايشان گفتم.
تاريخ پيامبران نيز حاكى از آن است كه آنان همگى براى تحقق بخشيدن به حاكميت توحيد و عدل و قسط قيام كرده‌اند و حتى مبارزات بعضى از آنان كه مردم از آنان پشتيبانى كرده‌اند، نتيجه داده است و حاكميت يافته‌اند:
«وَكَأَيِّنَ مِنْ نَبِيٍّ قَاتَلَ مَعَهُ رِبِّيُّونَ كَثِيرٌ فَمَا وَهَنُوا لِمَا أَصَابَهُمْ فِي سَبِيلِ اللّهِ وَمَا ضَعُفُوا وَمَا اسْتَكَانُوا» (آل عمران: آيه ١٤٦)
و چه بسيار پيامبرانى كه همراه او، توده‌هاى انبوه كارزار كردند و در برابر آنچه در راه خدا بديشان رسيد، سستى نورزيدند و ناتوان نشدند و تسليم نگرديدند.
پيامبرانى مانند حضرت موسى، داود، سليمان موفق به تشكيل حكومت شدند گرچه پيامبرانى مانند حضرت نوح و حضرت عيسى عليهما السلام نيز ياور نيافتند و شرايط قيام و مبارزه و تشكيل حكومت برايشان ميسّر نگرديد.
پيامبر اسلام از جمله پيامبرانى بود كه دعوتش مورد اجابت قرار گرفت و تشكيل حكومت داد و به اقامه قسط پرداخت. آن بزرگوار در مكه مبعوث‌