نهضت انتظار و انقلاب اسلامى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٥٠
جنگهاى پى در پى صورت گرفت ولى حقطلبان با چنگ و دندان از رهبر و نهضت خود دفاع كردند و روز به روز قدرت بيشترى يافتند. سال هشتم هجرى سال شكست ظاهرى رهبران شرك و جهل است. آنان كه با مشاهده قدرت اسلام از سركوب آن مأيوس شدند، به ظاهر اسلام آوردند و مورد عفو و بخشش پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله واقع شدند:
«اذْهَبُوا انْتُمُ الطُّلَقاءُ» «١» برويد كه شما آزاد شدهگانيد.
گرچه پيش از اين نيز افرادى به نفاق و دورويى و براى استحاله نظام، به ظاهر ايمان آورده بودند و در زير پوشش نفاق به پيشبرد اهداف خود مشغول بودند، ولى حركت ارتجاعى منافقان از اين تاريخ قوت و قدرت بيشترى گرفت به طورى كه بلافاصله بعد از رحلت پيامبر صلى الله عليه و آله به حاكميت رسيد و به استحاله انقلاب پرداخت. اين جريان ابتدا فقط رهبرى نظام را از دست شخص صاحب صلاحيت و منصوب شده از طرف خدا و پيامبر صلى الله عليه و آله- كه همه امت با او بيعت كرده بودند- خارج كرد ولى در بقيه مسائل بهخصوص مسائل ظاهرى و سطحى همان روش پيامبر را ادامه داد و كم كم استحاله دامن گستراند به طورى كه بعد از سى سال از وفات پيامبر، همان ملوكيّت و سلطنت مطلقه و استبدادى قبل از رسالت، دوباره شكل گرفت و همان مناسبات جاهلى و طاغوتى تحت عنوان اسلام بر جامعه حاكم شد «٢» و حتى احكام عبادى نيز مورد تحريف قرار گرفت به طورى كه در زمان امام سجاد عليه السلام- دوران حكومت مروانيان از بنى اميه- حتى بنى هاشم كيفيت صحيح نماز و حج را نمىدانستند. «٣»