نهضت انتظار و انقلاب اسلامى

نهضت انتظار و انقلاب اسلامى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٤٦

مى‌كوشند كه اين نظام را مرتجع قلمداد كنند. ما بايد انسان‌ها را به داورى عقل و منطق دعوت كنيم و آنان را به قضاوت براساس حق و عدل فرابخوانيم. در آن صورت است كه همگى تصديق خواهند كرد كه اسلام ناب، مترقّى‌ترين نظام فكرى، فرهنگى، سياسى و اجتماعى را ارائه مى‌دهد و كسانى كه درصدد برگرداندن مردم از اين نظام هستند، افرادى مرتجع، كهنه‌گرا و مخالف عقل و زندگى سعادتمندانه و آزادانه بشرند.
نهضت‌هاى حق طلب و حركت‌هاى ارتجاعى‌ در جامعه‌هاى جاهلى و در حاكميت كفر، شرك و ظلم، عقايد و اخلاق و آداب مشركانه، نامعقول، حيوانى و غلط حاكم است و سردمداران آن جوامع با تحميق توده مردم و ايجاد باورهاى نامعقول، آنان را به بردگى مى‌گيرند و خود به مسند صدارت و آقايى تكيه مى‌زنند.
پيامبران و معلمان پيرو آنان در چنين جوامعى به بيدار كردن وجدان‌هاى خفته و زدودن زنگارهاى جهل و خرافه از آينه صاف و حق‌نماى فطرت انسان‌ها قد علم مى‌كنند و تبليغات آنان كم كم اثر مى‌كند و عقل‌هاى مدفون، ظاهر و شكوفا مى‌گردد و حق خواهى و حق‌طلبى اوج مى‌گيرد.
در اين برهه، افراد جامعه را مى‌توان به سه دسته تقسيم كرد:
١- معتقدان به انقلاب و اصلاح: اينان با بينش و آگاهى كامل از جوانب فساد نظام طاغوتى، پيام رهبرى انقلاب را مى‌شنوند و با بصيرت كامل اجابت مى‌كنند و در نتيجه در زمره ياوران جان بر كف رهبرى انقلاب و حركت اصلاحى اجتماعى قرار مى‌گيرند.
٢- سردمداران نظام جاهلى: اين دسته كه رهبرى مقاومت در برابر