نهضت انتظار و انقلاب اسلامى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٥
وى مىگيريد، بيزارم! پس همه شما در كار من نيرنگ كنيد و مرا مهلت مدهيد! «١» البته پيامبران موظف به دعوت همه مردم بودند، ولى چون حاكمان و قدرتمندان تأثير فراوان بر عامه مردم دارند و عامه معمولًا پيروان آنان هستند؛ پيامبران دعوت خويش را متوجه حاكمان مىكردند تا با اصلاح آنها بتوانند زمينههاى اصلاح عمومى را راحتتر فراهم كنند.
ابراهيم عليه السلام به سراغ نمرود مىرود و بتها- بارزترين مظاهر شرك در جامعه- را مىشكند تا به طور طبيعى صداى دعوتش در گستره وسيعترى منعكس گردد و موسى و هارون عليهما السلام موظف مىشوند در اولين قدم به سراغ فرعون بروند «٢» و از همين جهت است كه غالب پيامبران بهخصوص پيامبران بزرگ در مراكز مهم علمى، فرهنگى يا سياسى مبعوث مىشدند:
«وَمَا كَانَ رَبُّكَ مُهْلِكَ الْقُرَى حَتَّى يَبْعَثَ فِي أُمِّهَا رَسُولًا يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آيَاتِنَا ...» (قصص: آيه ٥٩)
پروردگار تو [هرگز] ويرانگر شهرها نبوده است تا [پيشتر] در مركز آنها پيامبرى برگزيند كه آيات ما را برايشان بخواند.
ابراهيم عليه السلام در مركز حكومت نمروديان، موسى در مصر و مركز حكومت فرعونى، عيسى عليه السلام در بيتالمقدس؛ مركز دينى، سياسى و حكومتى يهود و پيامبر اسلام در مكه؛ مركز اعراب بدوى و واسطه مهم بين راه تجارى يمن- شام- ايران، مبعوث مىشوند.