نهضت انتظار و انقلاب اسلامى

نهضت انتظار و انقلاب اسلامى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٢٤

«جاءَ الْحَقُّ وَ زَهَقَ الْباطِلُ انَّ الْباطِلَ كانَ زَهُوقاً» «١» نظر به اينكه امام عليه السلام از سوى خداوند به امامت منصوب شده و خليفه و جانشين معصوم خداوند در روى زمين است، حكومتش نيز مشروع و بر حق است و هيچ حكومت ديگرى نيز در زمين باقى نمى‌ماند.
حكومت‌هاى مشروع تابع و هضم در حكومت جهانى مى‌شوند و حكومت‌هاى نامشروع و ناحق نيز نابود مى‌گردند.
از سوى ديگر چون امام عليه السلام معصوم است، همه انديشه‌ها، برنامه‌ها، روابط، قوانين امر و نهى و اخلاق و رفتارش صواب و بر حق است و خود ايشان محور و معيار حق است چنان كه احيا كننده حق و حقيقت و نابود كننده باطل و ناصواب است.
براى دست‌يابى به چنين هدف مقدّسى، كليه قوانين و مقرّرات، بخش‌نامه‌ها و دستورالعمل‌ها و به‌طور كلى، جهت‌گيرى و رويكرد حكومت جهانى اسلام بر مدار حق تنظيم مى‌شود و امام به طور دقيق بر اجراى آنها نظارت مى‌كند، چنانكه همه كارگزاران ايشان نيز انسان‌هايى صالح و حق‌پو خواهند بود و قرآن درباره آنان فرموده است: «٢» «وَ لَقَدْ كَتَبْنا فِى الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّكْرِ انَّ الْارْضَ يَرِثُها عِبادِىَ الصَّالِحُونَ» (انبيا: ١٠٥)
و در حقيقت، در زبور پس از تورات نوشتيم كه زمين را بندگان‌