نهضت انتظار و انقلاب اسلامى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٦٨
ماندن آن از تحريف معنوى و تفرقه دينى وجود نداشت و پيامبر از آن بيمناك بود و هشدارهاى قرآن در اين زمينه «١» را مد نظر داشت. تعيين مرجعى براى تفسير متن وحى و حل اختلاف، اقدام ضرورى و لازمى بود كه مىتوانست دين را از تحريف معنوى و اختلاف و تفرقه درامان بدارد و آن را حفظ كند و اين مرجع نيز بايد معصوم باشد تا از خطا و اشتباه و تأثير هوا و هوس و عوامل غير الهى درامان بوده، بتواند مرجع تعيين حق گردد. اگر چه مسأله امامت و جانشينى رسول خدا در امر تبيين و تفسير وحى و حل اختلاف همزمان با ابلاغ رسالت مطرح شده بود «٢»، اما لازم بود پيامبر در روزهاى آخر عمر خويش نيز بر آن تأكيد ورزد و با وضوح بيشترى آن را ابلاغ كند. بيانات بسيارى از رسول خدا ناظر به انجام اين مهم است كه حديث معروف ثقلين از مهمترين آنهاست. رسول خدا در آخرين سفر زيارتى خود به مكه، دستور داد در همه جا اعلام كنند كه اين آخرين سفر ايشان به مكه است و هر كس مىتواند، ايشان را در اين سفر همراهى كند. از اين رو در آن سال جمعيت عظيمى با رسول خدا همراه شدند «٣» و ايشان در مجمع عمومى حجاج در عرفات به ايراد خطبه پرداخت و در ضمن آن فرمود:
«انّى تارِكٌ فيكُمُ الثِّقْلَيْنِ ما انْ تَمَسَّكْتُمْ بِهِ لَنْ تَضِلُّوا بَعْدى احَدُهُما اعْظَمُ مِنَ الْاخَرِ كِتابَ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ حَبْلٌ مَمْدُودٌ مِنَ