نهضت انتظار و انقلاب اسلامى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٧٢
امام على عليه السلام اقدامات خود را در دو جهت سامان داد:
١- تبيين اسلام ناب و ابطال تحريفهايى كه در دين ايجاد مىشد. با غصب خلافت، مرجعيت دينى امام نيز مسكوت گذاشته شد. كم كم افرادى به عنوان عالم و مفسر و فقيه به جامعه معرفى شدند و به طور رسمى وظيفه تبيين و تفسير دين به آنها واگذار شد و حال آن كه صلاحيّت نداشتند. امام على عليه السلام در دوران خلفا با همه محدوديتى كه داشت، سعى در تبيين دين و نفى تحريفها داشت و حاكمان نيز گاهى از سر ناچارى براى تبيين دين به امام متوسل مىشدند. در دوران كوتاه خلافت خويش نيز امام از هر فرصتى براى تبيين اسلام ناب و نفى تحريفها از معارف و احكام قرآن بهره برد و خطبههاى پر محتواى امام ناظر به اين تلاش گسترده آن حضرت است.
٢- معرفى خود به عنوان تنها كسى كه صلاحيت تصدّى حكومت را دارد. در اين زمينه نيز امام هر چه توانست، كوتاهى نكرد و در مواقف متعدد صلاحيت منحصر به فرد خود را براى تصدى حكومت اسلامى بيان كرد. بهترين نمونه اقدامات آن حضرت در اين زمينه، قسم دادنهاى ايشان و اقرار گرفتن از مخاطبان در دوران خلفاست. «١» امام على عليه السلام در طول دوران خلفا به انجام اين دو وظيفه همت گماشت تا اين كه بعد از كشته شدن خليفه سوم، جامعه بيزار از ظلم و ستم و بىعدالتى، به امام رو آورد و ايشان حجت را بر خود تمام ديد و خلافت را به عهده گرفت. متأسفانه انحرافات بعد از پيامبر صلى الله عليه و آله، چنان در