نهضت انتظار و انقلاب اسلامى

نهضت انتظار و انقلاب اسلامى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٧١

«الَسْتُمْ تَعْلَمُونَ انّى‌ اوْلى‌ بِالْمُؤْمِنينَ مِنْ انْفُسِهِمْ؟» آيا قبول داريد كه من به مؤمنان از خود ايشان سزاوارتر و اختياردارترم؟
همگى جواب دادند: آرى.
پس دست امام على عليه السلام را گرفت و فرمود:
هر كس من صاحب اختيار او هستم، پس اين على صاحب اختيار اوست. «١» و بعد همه حاضران در آن موقف، اعم از زن و مرد كه تعدادشان بيش از صد هزار نفر بود، «٢» با امام بيعت كردند و به ظاهر تكليف جانشينى معلوم و خيال پيامبر راحت شد. البته بعد از آن زمان تا آخرين لحظات حيات نيز، رسول خدا پيوسته در پى تحكيم اين دو مطلب (جانشينى در تفسير دين و در امر حكومت) بود و حتى در آخرين لحظات عمر قلم و دواتى خواست تا چيزى بنويسد كه مردم در صورت عمل به آن، هرگز گمراه نشوند و آن هم قطعاً چيزى جز اطاعت از قرآن و اهل بيت نبود.
متأسفانه بعد از وفات رسول خدا صلى الله عليه و آله همان گروه‌هاى مذكور نگذاشتند خلافت بر آن مسيرى كه پيامبر معين كرده بود جريان يابد و كودتا كردند و با زور و زر و تزوير از مردم بيعت گرفتند. «٣» شروع مبارزه امامان‌ پس از وفات رسول خدا صلى الله عليه و آله و انحرافى كه در امر خلافت رخ داد،