نهضت انتظار و انقلاب اسلامى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٥٧
عمومى است. از اين رو بايد به تعميق بينشها همت گماشت. اگر توده مردم رشد فكرى پيدا كنند و اهل تجزيه و تحليل باشند، هيچگاه دشمنان نخواهند توانست باطل را زير لواى حق به خورد آنان بدهند. بايد به فطرت حقطلب و حقشناس توده مردم باور داشت و با تكيه بر اين فطرت، با منطق و استدلال به جنگ ارتجاع رفت و عموم مردم را به سلاح منطق و استدلال و تعقل و تدبر مسلح كرد. پيامبران در جامعههاى جاهلى و در اوج تحميق عامه، عليه فرهنگ حاكم جاهلى قيام كردند و توانستند عقلهاى مدفون آنان را استخراج و فطرتهاى خفته را بيدار كنند و پايههاى حكومت جهل و شرك را در هم ريزند. ابراهيم عليه السلام براى شوراندن مردم عليه بتپرستى و متنبه ساختن آنان به غلط بودن آن ايده، بتها را شكست و تبر را بر گردن بت بزرگ نهاد و در محكمه عمومى اعلام كرد:
«... بَلْ فَعَلَهُ كَبِيرُهُمْ هذَا فَسْأَلُوهُمْ إِن كَانُوا يَنطِقُونَ فَرَجَعُوا إِلَى أَنفُسِهِمْ فَقَالُوا إِنَّكُمْ أَنتُمُ الظَّالِمُونَ» (انبياء: ٦٣- ٦٤)
بلكه آن را اين بت بزرگترشان كرده است. اگر سخن مىگويند از آنها بپرسيد. پس به خود آمده و [به يكديگر] گفتند: در حقيقت شما ستمكاريد.
با توجه به فطرت حق جو، حق طلب و حقشناس انسانها است كه قرآن عموم مسلمانان را به شنيدن سخنان مختلف و تدبّر در آنها و انتخاب احسن دعوت مىكند:
«... فَبَشِّرْ عِبَادِ الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ ...» (زمر: ١٧- ١٨)