نهضت انتظار و انقلاب اسلامى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٥٣
ايمان پايدارى برخوردار نيستند تا آنان را حفظ كند و از افتادن در گرداب ارتجاع و حركت قهقرايى بازدارد.
وقتى هم درباره گوسالهپرستى مورد توبيخ قرار گرفتند اظهار داشتند كه ما به اختيار خود، گوسالهپرست نشديم بلكه تحت تأثير جو و غوغاى ايجاد شده واقع شديم و بىاختيار به سامرى گرويديم و گوسالهاش را خداى خود شمرديم بدون اينكه توجه كنيم كه اين گوساله هيچ قدرت، اراده و توانى ندارد. «١» ٢- فرد محورى در حاكميتهاى طاغوتى، توده مردم مقلّد، بى اختيار و عامى بارمىآيند و به شدت از عقايد، باورها و آداب و رسوم جاهلى پيشينيان پيروى مىكنند و از اين كه علم، فهم و اطلاع آنها رشد يابد، جلوگيرى مىشود؛ چرا كه بقا و دوام طاغوت به جاهل ماندن مردم وابسته است.
اين فرعون است كه خود را به عنوان «رب اعلا» بر جامعه تحميل كرده و به جاى آنها فكر مىكند، تشخيص مىدهد و تصميم مىگيرد. وقتى هم موسى عليه السلام مبعوث مىشود و خداى جهان آفرين را به عنوان يگانه پروردگار جهانيان معرفى مىكند، قيممآبانه مىگويد:
[ ٣٨ ])
اى بزرگان قوم، من جز خويشتن براى شما خدايى نمىشناسم پس اى