نهضت انتظار و انقلاب اسلامى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣١
درس دوم: تأسيس نظام اسلامى بشر براساس ساختار روحى و جسمى خود، ناچار از زندگى اجتماعى است، و زندگى اجتماعى نيز بايد تحت قوانين و مقرّراتى مشخص و معين اداره شود تا مردم بتوانند در پناه امنيت و نظم و انضباط حاصل از آن، زندگى آرامى داشته باشند؛ چنان كه امروز در غالب سرزمينهاى دنيا چنين است.
از سوى ديگر آفريننده داناى هستى، آن گاه كه اراده كرد تا انسان را بيافريند، وصف «خليفه» را بر او پسنديد يعنى جانشين و نماينده خدا در زمين. از اين رو به فرشتگان فرمود:
«انّى جاعِلٌ فِى الْارْضِ خَليفَةً» (بقره: ٣٠)
من در زمين، جانشينى خواهم گماشت.
از اين آيه و مشابه آن، دو نكته اساسى برداشت مىشود؛ نخست اينكه پيدايش انسان توأم با فرمانروايى و حكومت بوده است (خلافت). دوم اينكه خليفه و رهبر جامعه بايد از سوى خداوند تعيين شود؛ (انى جاعل.)
نتيجه اينكه نظام مشروع در جوامع انسانى، نظامى است كه حاكم آن از سوى خدا و طبق شرايط و شايستگىهاى لازم منصوب شود و جامعه