نهضت انتظار و انقلاب اسلامى

نهضت انتظار و انقلاب اسلامى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢١

كتاب و ميزان را فرود آورديم تا مردم به انصاف به پا خيزند (و براى تحقق قسط و عدل و انصاف قيام كنند.)
اما قيام، نياز به سلاح دارد و لذا در ادامه آيه آمده:
«... وَأَنزَلْنَا الْحَدِيدَ فِيهِ بَأْسٌ شَدِيدٌ وَمَنَافِعُ لِلنَّاسِ وَلِيَعْلَمَ اللَّهُ مَن يَنصُرُهُ وَرُسُلَهُ بِالْغَيْبِ ...» (حديد: ٢٥)
و آهن را كه در آن براى مردم خطرى سخت و سودهايى است، پديد آورديم تا خدا معلوم بدارد چه كسى در نهان، او و پيامبرش را يارى مى‌كند.
طاغوتيان نيز براى سركوب قيام، به قهر متوسل مى‌شوند و تنور مبارزه گرم مى‌شود. «١» و اين ميدان مبارزه، تنها ميدانى است كه در آن يك جبهه جز پيروزى و جبهه ديگر جز شكست ندارد:
«قُلْ هَلْ تَرَبَّصُونَ بِنَا إِلَّا إِحْدَى الْحُسْنَيَيْنِ «٢» وَنَحْنُ نَتَرَبَّصُ بِكُمْ أَن يُصِيبَكُمُ اللّهُ بِعَذَابٍ مِنْ عِندِهِ أَوْ بِأَيْدِينَا فَتَرَبَّصُوا إِنَّا مَعَكُمْ مُتَرَبِّصُونَ» (توبه: ٥٢)
بگو آيا براى ما جز يكى از دو نيكى را انتظار مى‌بريد؟ در حالى كه ما انتظار مى‌كشيم كه خدا از جانب خود يا به دست ما عذابى به شما برساند. پس انتظار بكشيد كه ما هم با شما در انتظاريم.