تهاجم فرهنگى

تهاجم فرهنگى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٩٥

يورش فرهنگى باخترنشينان مستكبر به‌شمار آورد. آنان بويژه پس از انقلاب صنعتى و نياز روزافزون به مواد اوليه، بدون درنظرگرفتن حقوق ساير انسانها، تسلط بر سرزمينهاى ديگر را در برنامه خويش قرار دادند و با استفاده از طرحهاى كارشناسى دقيق كنترل منابع جهان سوم را در دست گرفتند. بدين ترتيب، سيل مواد اوليه از جنوب به سوى شمال سرازير شد و در نتيجه، غرب به پيشرفتى غير قابل تصور دست يافت و جهان سوم در دره‌هاى فقر و تهيدستى روزافزون فروغلطيد از سوى ديگر، اين كشورها به دليل فقر بيش از حد ناگزيرند علاوه بر عرضه محصولات معدنى و كشاورزى، نيروى كار- ارزان و بى‌توقع- خود را نيز به بهايى ناچيز در اختيار بازار كار جهان صنعتى قرار دهند.
در اين جدال نابرابر، آنان تنها به غارت منابع جهان سوم بسنده نكردند بلكه با تحميل سياست تك‌محصولى، اقتصاد اين كشورها را در ورطه نابودى قرار داده و هر يك از سرزمينهاى جنوب را به صورت انبار ارزان يكى از محصولات مورد نياز خويش درآوردند. بدين ترتيب برزيل به انبار قهوه، آرژانتين انبار گوشت و پشم، كشورهاى نفت خيز انبار انرژى، بوليوى گنجينه قلع و شيلى به شمشيرى مسين در دستهاى تجاوز و بيداد مبدل گرديد. و اين همه، از نظام سلطه غربى اختاپوسى هزار پا پديد آورد كه با حرص و طمع به بلعيدن منابع جهان مشغول است.
بخش دوم: آثار تهاجم فرهنگى‌ پيامدهاى شوم يورش فرهنگى، بسى خطرناك و مصيبت‌بار است.