تهاجم فرهنگى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٤
گشت، طومار عمر استعمار و ايادى داخلىاش را در هم پيچيد و بار ديگر فرهنگ خودى را احياء كرد.
با پيروزى انقلاب اسلامى در ايران، دشمن دست از شيطنت بر نداشته، بلكه با شيوههاى مدرنترى به تهاجم خود ادامه مىدهد كه آن شيوه تهاجم فرهنگى است و براى اين كار از روشنفكر نمايان وابسته كه رسوبات فكرى القاء شده اربابان را در ذهن دارند، استفاده مىكنند. اين قلم فروختگان، در مجلات، روزنامهها، كلاسهاى درس و هر فرصتى كه بدست آوردهاند به تضعيف فرهنگ خودى و تقويت فرهنگ بيگانه پرداخته و مىپردازند. و از طرف ديگر، دشمن به شيوه مستقيم با استفاده از وسايل پيشرفته «ارتباطات» (ويدئو و تلويزيون، گيرندههاى ماهوارهاى) سعى در القاى خود كم بينى و خود باختگى فرهنگى را دارد.
ج- بىلياقتى سران حكومتها: شكى نيست كه قدرت و هيأت حاكمه در يك جامعه تأثير چشم گيرى بر فرهنگ آن جامعه دارد. اگر حكمرانان مقيد و مطيع ارزشهاى بومى و دينى جامعه خود باشند به دوام و گسترش فرهنگ خودى كمك بسزايى مىنمايند و اگر فاسد و بىلياقت باشند، صدمات جبران ناپذيرى بر فرهنگ و ذخاير معنوى و مادّى جامعه وارد مىكنند. به همين دليل دشمن از طريق حكّام وابسته و فاسد خيلى سريعتر مىتواند به مسخ فرهنگ بومى و جايگزين كردن فرهنگ مورد نظر خود دست يازد.
نقش حكومتها براى مهاجمان، تا آن حدّ مهم و كارساز است كه حتّى حاضرند براى سرنگون كردن حكومتهاى ملّى و اصيل يك جامعه و روى كار آوردن يك حكومت سر سپرده، به جنگ و خونريزى و كودتا دست