تهاجم فرهنگى

تهاجم فرهنگى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٩١

چيرگى غرب و ادامه رابطه غير انسانى شمال و جنوب را مورد تهديد قرار خواهد داد. از اين رو با پوچ‌انگارى و نفى فرهنگهاى بومى به گسترش فره تهاجم فرهنگى ١٠٣ ب - وابستگى سياسى - اقتصادى ص : ١٠٢ نگ مصرفى خويش به مثابه فرهنگى امروزين و پيشرفته مى‌پردازند.
«فرانتس فانون» جامعه‌شناس الجزايرى در اين باره مى‌نويسد:
در چنين شرايطى فرهنگ ملّى، آماج حمله دشمن است و آنها به شكل دقيق و سازمان يافته‌اى سر نابودى آن را دارند و استعمارگر، استعمار زده را متقاعد مى‌كند كه فرهنگ او متعلق به دوران بربريّت و توحش است تا نسبت به طرد آن همّت گمارد. «١» در كشور ما نيز از ساليانى پيش، دستگاههاى تبليغاتى غرب با كمك دستهاى آشكار و پنهان خويش تلاش وسيعى را در جهت هويت زدايى، نفى فرهنگ بومى و دگرگون ساختن خواستها و سليقه‌هاى مردم آغاز كرده‌اند. يكى از دست‌اندركاران امور فرهنگى جمهورى اسلامى از اين حقيقت تلخ چنين پرده برمى‌دارد:
... مشاهده شده است با اينكه هنوز مدتى از عرضه لباسهاى مبتذل در اروپا نگذشته است، اين لباسها در داخل توليد و افرادى از آن استفاده مى‌كنند؛ كه اين امر نشان‌دهنده يك ارتباط تنگاتنگ و زنجيره‌اى بين استكبار جهانى و عوامل داخلى آن است. «٢» امروزه با پيشرفت شتابان دانش و تحول چشمگير تكنولوژى ارتباطات، سردمداران استكبار ضرورت مبارزه با فرهنگهاى بومى را بيش از پيش احساس مى‌كنند و در انديشه بيمار خويش گيتى را دهكده‌اى مى‌پندارند كه بايد كدخداى واحد و فرهنگ واحد بر آن حاكم باشد. يكى‌