تهاجم فرهنگى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٥٣
«كانَ النَّاسُ امَّةً واحِدَةً ...» «١» انسانها ابتدا امّت واحدى بودند ...
علامه طباطبايى (ره) در تفسير اين آيه شريفه چنين مىفرمايد:
«ظاهر آيه دلالت دارد بر اينكه دورانى بر بشر گذشته كه افراد با يكديگر متحد و متفق بودند و ساده و بى سرو صدا زندگى مىكردند نه در امور زندگى با يكديگر نزاع و جنگى داشتند و نه در امور دينى و عقايد مذهبى اختلاف و تفرقهاى در بين ايشان وجود داشت.» «٢» اما همين انسان به دليل برخوردارى از قواى فكرى و قدرت تصرّف در طبيعت از يك طرف، و تلاش براى مالكيت هر چه بيشتر و بهرهكشى از تمامى موجودات براى رفع نيازهاى مادى و معنوى خود از طرف ديگر، دست به تهاجم مىزند و سعى مىكند به هر وسيلهاى خواسته خود را بر ديگران تحميل كند.
همانطورى كه يادآورى شد، انسان از ابتدا، زندگى بسيار سادهاى را شروع كرد و در مواجهه با طبيعت به تجربياتش افزود. از نظر جامعهشناسان، انسان از آغاز تا كنون سه دوره متمايز از هم را طى كرده است:
١- دوره گردآورى خوراك در اين دوره انسان بدون تلاش چندانى، به جمع آورى ميوه و خوراك اطراف خود اقدام نموده و غذاى روزمرهاش را تهيه مىكرد و كم كم از حالت ميوه چينى طبيعى به شكار روى مىآورد كه زحمت بيشترى را متحمل مىشد. شيوههاى شكار انسان نيز از حالت ساده به شكلهاى