تهاجم فرهنگى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٦١
خود از ماوراء النهر تا اقصى نقاط ايران از خود به يادگار گذاشتند.
در همين بررسيها، به مواردى هم بر مىخوريم كه قضيه كاملًا عكس موارد قبل است؛ يعنى آنگاه كه دشمنى متجاوز از راه تهاجم نظامى و مستقيم نتوانسته به اهداف توسعه طلبانه و تجاوزگرانه خود دست يابد، شيوه تهاجم و نفوذ فرهنگى را برگزيده تا از اين راه بتواند زمينه سلطه همه جانبه نظامى، سياسى، اقتصادى، ... خود را فراهم سازد؛ همانند چگونگى ورود استعمار پير و مكّار بريتانيا در شبه قاره هند.
بخش سوم: مسيحيت و تهاجم فرهنگى غرب تاريخ فرهنگ غرب آغاز و ابتداى بسيار ضعيفى دارد؛ مردم مغرب زمين از توحش و بربريت وحشتناكى بهسوى تمدن و فرهنگ گام نهادهاند و اين پيشرفت و ترقى خود را در تمامى زمينهها، مديون مشرق زمين مىباشند.
شرق كه مهد عقايد اسرارآميز و روحانى بود براى غربىها ايجاد حسّ رضايت نفسانى نمود و در طول ساليان متوالى مذاهب و عقايد مختلف از مشرق زمين به روم سرايت كرد و در آنجا ريشه دوانيد. از جمله مىتوان به مذهب «ما» از آسياى صغير و آيين «ميترا» از ايران اشاره كرد كه در روم منتشر شدند و مردم آن سرزمين كم و بيش به اين آيينها گرويدند «١» و نمونه روشنتر، آيين مسيحيت است كه از فلسطين به غرب رفت.
زمانى كه ملل اروپا در توحش و بربريت بسر مىبردند، حضرت عيسى عليه السلام، تعاليم نجاتبخش خود را به بشريت ارزانى داشت آن