تهاجم فرهنگى

تهاجم فرهنگى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١١٩

همه امكانات بايد در مسير لذّت بيشتر بسيج شود- سير مى‌كند. از اين رو، انسان با معنويت و با تقوا در صورتى كه از سرمايه‌هاى مادى بى‌بهره باشد، انسانى مرتجع و غير متمدن مى‌دانند، ولى انسان بى‌بند و بار، رفاه طلب، سودجو، ثروت‌اندوز، چپاولگر، بى‌دين و لا مذهب را، انسانى متمدّن، متشخص و هماهنگ با زندگى مدرن امروز معرفى مى‌كنند.
بى‌توجهى به آينده و فقط حال را نگريستن- و به تعبير فرهنگ قرآنى تنها به فكر دنيا بودن- از جمله معيارهايى است كه نظامهاى استكبار براى انسان ترسيم مى‌كنند. و اعتقادات و اخلاق فردى و اجتماعى را از انسانها مى‌زدايد.
در اين صورت هيچ اعتقادى به سراى ديگر و معاد و آخرت وجود ندارد.
درنتيجه ارزشهاى اخلاقى- انسانى فداى مادّيات و زندگى مادى مى‌شود.
معيارهاى ارزشى كه در آيين الهى اسلام مطرح است، بكلى با معيارهاى فرهنگ غرب مغاير است. به‌عنوان مثال قرآن كريم مى‌فرمايد:
هركسى به اندازه مثقالى كار خير انجام دهد، پاداش آن را مى‌بيند و هر كس به اندازه ذرّه‌اى كار شرّ انجام دهد به سزاى آن خواهد رسيد. «١» «براساس معيارهاى فرهنگ غربى، دروغ، خيانت، كلاهبردارى و دست زدن به انواع نيرنگها، براى رسيدن به سود مادّى جايز است. و خودفروشى به‌عنوان نوعى بهره‌جويى از مواهب آزادى، نه‌تنها مجاز است بلكه مورد حمايت قانون و افكار عمومى قرار مى‌گيرد و گاهى فخر و مباهات هم به دنبال دارد! داشتن اعتيادهاى خطرناك به دليل آنكه لحظات و يا ساعاتى انسان را از خود بى‌خود مى‌كند و به عالم مخمورى و بى‌خبرى مى‌كشاند، قابل توجيه است.» «٢»