تهاجم فرهنگى

تهاجم فرهنگى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٤٦

توانايى و توليدى نداشتند و بطور كامل به استعمارگران محتاج بودند.
از نظر سياسى نيز اقدام به تربيت روشنفكر نمايان وابسته در هر جامعه كردند و بجاى حكومت مستقيم بر مردم تحت استعمار، اين بار مهره‌هاى خود فروخته استعمارى اين مسؤوليت را بعهده داشتند و براى اربابان خود فعاليت مى‌كردند.
مهمترين وظيفه اين مهره‌هاى وابسته، اغفال مردم و كم كردن حساسيت آنها نسبت به سرنوشت خودشان بود و در صورت مقاومت ملّت، به راحتى با حمايتهاى پشت پرده استعمارگران، آنان را به خاك و خون مى‌كشيدند.
با اجراى اين ترفندها، استعمار نامرئى كه كاملترين مرحله استعمار است به اوج خود رسيد و نظامهاى چپاولگر به راحتى توانستند به غارت منافع اين ملّتها و به سلطه خود همچنان ادامه دهند. اين بار بجاى نيروهاى خشن نظامى، از عناصر مرموز ديپلماسى و فرهنگى و اقتصادى، تحت لواى ديپلمات، كشيش و خبرنگار و شركتهاى چند مليتى بهره جستند كه منافع فراوانى را براى آنها به دنبال داشت.
و- وابستگى فرهنگى زمينه‌ساز ساير سلطه‌ها: دوام و قوام هر جامعه به فرهنگ آن جامعه است. اگر چنانچه يك ملّتى در حفظ اصول و ارزشهاى فرهنگى خود موفق باشد در ساير زمينه‌ها نيز موفق خواهد شد. امّا ملّتى كه در پاسدارى از فرهنگ خود كوشا نباشد شكى نيست كه اين جامعه در مسير تهاجم فرهنگى دشمنان خود، علاوه بر پذيرش سلطه فرهنگى بيگانگان ناچار است سلطه‌هاى سياسى و اقتصادى و نظامى آنان را نيز بپذيرد. چون فرهنگ به مثابه موتور محرك، مايه شكوفايى ذهنهاى خلّاق و مستعد مى‌باشد و در سايه فرهنگ زنده و مبارز است كه‌